باز نايستد خردورزى نكند و كسى كه خردورزى نكند سبك و خوار گردد ، و كسى كه سبك شد احترامش ندارند ، و كسى كه مورد احترام نباشد بايد سرزنش شود ، و هر كه مالى را بناحق بدست آورد نابجا خرج كند ، و كسى كه بطور پسنديده ( يعنى با نصيحت و تفكر ) دست از كار زشت ندارد بطور ناپسند ( و ناچارى ) دست از آن خواهد كشيد ، و كسى كه نشسته چيزى بمستمند ندهد ايستاده از او دريغ شود .
( مترجم گويد : در اين جمله از كلام امير مؤمنان عليه السّلام چند وجه گفته شده كه يكى همان بود كه ترجمه شد ، باينكه فعل اول به صورت معلوم و فعل ثانى به صورت مجهول باشد و خلاصه اش اين است كه كسى كه در حال عزت و شوكت در آن حال كه مستمندان دورش را گرفتهاند و او نشسته است چيزى بمستمندان ندهد مبتلا گردد باينكه در حضور ديگران مستمندانه بايستد و دست نياز بسوى شوكتمندان نشسته دراز كند و چيزى به او ندهند ، و اين وجهى است كه مجلسى ( ره ) از ميان وجوه ديگر اختيار نموده ، و وجه ديگرى كه فيض ( ره ) و ابن ابى الحديد گفتهاند كه هر دو فعل را به صورت مجهول بخوانيم و خلاصه معنى اين مىشود كه كسى كه در حال نشستن چيزى به او نرسد قيام هم به او سودى نبخشد يعنى روزى خدا بهر طورى تقسيم شده به همان نحو ميرسد و سعى و كوشش و قيام و قعود در آن تأثيرى ندارد ) .
و هر كه عزت بناحق ( و بى جا ) طلبد زبون گردد ، و هر كه به زور و ستم پيروز گردد مغلوب خواهد شد ، و هر كه با حق دشمنى كند وهن ( سستى يا پستى ) ملازم او گردد ، و هر كه فهم خود را به كار اندازد محترم گردد ، و هر كه تكبر ورزد كوچك شود ، و هر كه نيكى نكند مورد ستايش قرار نگيرد .
اى مردم مردن ( با شرافت ) بهتر از زيستن ( با خوارى و ننگ ) است ، و چالاكى ( در اطاعت ) پيشاپيش ناتوانى و سرگردانى است ، و حساب پيش از عقاب ، و گور بهتر از فقر و ندارى است ، و چشم پوشيدن به از نگاه كردن بسيار است ، و روزگار روزى بسود تو است و روزى بزيان تو ، پس در آن هنگامى كه بسود تو كار كند سرمست مشو ، و چون بزيان تو پيش آيد شكيبا باش كه بهر دوى آنها آزمايش شوى .
- و در نسخه ايست كه : و هر دوى آنها آزمايش گردد - .
اى مردم عجيبتر چيزى كه در انسان است دل او است ، و اين دل داراى موادى از حكمت ( و
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 29
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٩