نيست . ( مجلسى ( ره ) گويد : ذكرى از اسمحيقون در كتابهاى طبى قديم نيست و شايد تصحيف « اسطمخيقون » باشد ) . عرضكردم : گاهى است كه ( در اثر مداواى ما ) بيمار ميميرد ؟ فرمود : اگر چه بميرد . عرضكردم :
ما نبيذ ( شراب خرما ) به بيمار بدهيم ؟ فرمود : در حرام شفائى نيست .
رسول خدا ( ص ) هنگامى بيمار شد عايشه گفت : شما بذات الجنب ( سينه پهلو ) دچار شدهايد ؟
حضرت فرمود : من در نزد خدا گرامىتر از آنم كه به سينه پهلو گرفتارم كند فرمود : پس دستور داد صبر تلخ در دهان آن حضرت چكاندند .
[ جواز معالجهء امراض خطرناك ]
230 - يونس بن يعقوب گويد : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم : چه بسا انسان دوائى بخورد ، و رگى را ( در مورد جراحى ) ببرد ، و اين عمل ( خوردن دوا و يا بريدن رگ ) گاهى سودمند افتد و گاهى منجر بقتل شود ؟ ( آيا با احتمال كشته شدن مداوا به اين نحو جايز است ؟ ) فرمود : ببرد ، و بنوشد .
( يعنى آن كار را انجام دهد اگر چه احتمال مرگ بدهد ) .
231 - حمزة بن طيار گويد : خدمت امام موسى بن جعفر عليه السّلام بودم آن حضرت ديد كه من آه و ناله ميكنم ، فرمود : چه ناراحتى دارى ؟ عرضكردم : دندانم درد مىكند ، فرمود : خوب است حجامت كنى .
( حمزة گويد : ) من حجامت كردم و درد دندانم آرام شد ، جريان را به اطلاع آن حضرت رساندم ، حضرت فرمود : مردم به چيزى مداوا نكردهاند كه بهتر باشد از يك شاخ حجامت يا يك شربت عسل ، گويد : عرضكردم : قربانت گردم يك شربت عسل يعنى چه قدر ؟ فرمود : يك انگشت - يا يك قاشق - .