جابر گويد : من اين كار را كردم و آن ناراحتى كه داشتم سبك شد . 150 - حارث بن مغيره گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : من بيگناهان شما را بجرم تقصيركارانتان مؤاخذه كنم ، و چرا چنين نكنم با اينكه وضع بد مردى كه موجب تنفر و ناراحتى شما و من است به گوش شما ميرسد و ( با اين حال ) شما با آن شخص ( و امثال او ) نشست و برخاست و گفتگو ميكنيد ، پس شخص رهگذرى بشما گذر مىكند و ميگويد : اينان ( كه با چنين شخص بدكارى نشست و برخاست كنند ) از او بدترند ( كه او را نهى از منكر نميكنند ) و اگر شما وقتى از كردار بد چنين افرادى باخبر ميشويد آنها را از خود دور كنيد و ( از چنين كارهائى ) باز داريد براى شما و من بهتر است . 151 - طلحة بن زيد از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه در ( تفسير ) گفتار خداى تعالى : « و چون فراموش كردند آنچه را بدان اندرزشان داده بودند ما هم نجات داديم آن كسانى را كه از بدى جلوگيرى ميكردند . . . » ( سورهء اعراف آيهء 165 ) فرمود : كه اينها سه دسته بودند .
دسته اى كه هم خود فرمانبردار بودند و هم ديگران را به كار خوب فرمان ميدادند .
دسته اى كه خود فرمانبردار بودند ولى ديگران را فرمان نميدادند كه اينها به صورت مورچگان درآمدند .
و دسته اى كه نه فرمان مىبردند و نه فرمان به خوبى ميدادند كه آنها به كلى نابود گشتند ؟ 152 - محمد بن مسلم گويد : امام صادق عليه السّلام ( نامهء ذيل را ) بشيعيان نوشت :
بايد سالمندان شما و خردمندانتان بنادانان و رياست طلبان توجه كنند ( و آنها را بهر نحو كه
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 232
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٣٢