آن كارهاى شايسته را پيش از پراكنده شدن روزهاى آن و پيش از رسيدن اجازهء ويرانى آن از جانب خداوند زيرا چنانست كه همان كسى كه او را از ابتداى كار و در آغازش آباد كرده ويرانش سازد و او است سرپرست ميراث زمين ، پس از خدا خواهم كمكى براى خود و شما بر توشه گيرى تقوى و پارسائى در اين دنيا ، و خدا ما و شما را از زاهدان در رونق زودگذر دنيا و از آنان كه مشتاق پاداش زودرس آخرتند قرارمان دهد ، كه براستى ما براى آن آفريده شده و بخاطر آن مكلف گشتهايم ، و درود خدا و سلام بر محمد پيامبر خدا و آلش ، و السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
داستان پيرمرد با امام باقر ع
30 - حكم بن عتيبة گويد : روزى در محضر امام باقر عليه السّلام نشسته بوديم و اطاق نيز مملو از جمعيت بود كه بناگاه پيرمردى كه تكيه بر عصاى بلندى كرده بود وارد شد و دم در ايستاد و گفت :
سلام و رحمت خدا و بركاتش بر تو باد اى فرزند رسول خدا ، و پس از آن ساكت شد ، امام باقر جواب سلام او را داده فرمود : و عليك السّلام و رحمة الله و بركاته . پيرمرد رو بحاضرين اطاق كرده و به آنها نيز سلام كرد و هم چنان ايستاد تا همگى جواب سلامش را دادند ، آنگاه روى خود را به امام باقر عليه السّلام كرده گفت : اى فرزند رسول خدا مرا نزديك خود بنشان كه به خدا سوگند من شما را دوست دارم و دوستدار شما را نيز دوست دارم ، و به خدا سوگند دوستيم بشما و دوست داشتن دوستدارانتان نه بخاطر طمع