تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
بيمار شد رفقاى هم سفرش تا سه روز بخاطر او توقف كنند .
5 - ونيز آن حضرت عليه السلام از پدرانش عليهم السلام حديث كند كه أمير المؤمنين عليه السلام با يكنفر كافر ذمى ( كه در پناه اسلام است ) همراه شد ، آن مرد ذمى به آن حضرت گفت : اى بندهء خدا ميخواهى بكجا به روى ؟ فرمود : ميخواهم بكوفه بروم ، ( پس سر دو راهى رسيدند و مرد ذمى بجاى ديگرى ميرفت ) چون راه ذمى گشت ، امير المؤمنين عليه السلام نيز همراه او به آن راه گشت ، مرد ذمى گفت : مگر نميخواستى كه بكوفه به روى ؟ فرمود : چرا ، ذمى گفت : راه كوفه را رها كردى ، فرمود : ميدانم ، گفت : پس چرا با اينكه ميدانى به راه من گشتى ؟ امير المؤمنين عليه السلام فرمود : اين از بپايان رساندن خوش رفاقتى است كه مرد رفيق راهش را در هنگام جدائى چند گامى بدرقه كند ، و اين گونه پيغمبر ما ( ص ) بما دستور داده است ، ذمى گفت اين گونه دستور داده ؟ فرمود : آرى ، ذمى گفت : پس بطور مسلم هر كه پيرويش كرده بخاطر همين كردارهاى بزرگوارانهء او بوده ، و من تو را گواه ميگيرم كه پيرو دين تو و بر كيش شمايم و مرد ذمى با أمير المؤمنين عليه السلام برگشت و همين كه او را شناخت مسلمان شد .

باب نامه نوشتن بهمديگر

1 - حضرت صادق عليه السلام فرمود : پيوند ميان برادران ( دينى ) آنگاه كه پيش هم هستند ديدار همديگر است ، و در مسافرت نامه نوشتن به يكديگر .