تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
در حديث است كه آن حضرت ( يعنى رسول خدا « ص » ) فال را دوست داشت و « طيره » را خوش نداشت و پس از نقل گفتار نهاية در لغت طيرة گويد در رفع طيره چند احتمال است : ( 1 ) رفع مؤاخذه وعقاب از اين خاطره اى كه در دل رخ دهد ، زيرا جلوگيرى از آمدن اين خاطره در نفس ميسور نيست ، و كفاره اش ترتيب اثر ندادن ونياوردن عمل بمقتضاى آنست ، و اين كه توكل به خدا كند و بدون توجه بفال بدى كه در دلش خطور كرده دنبال كار خود رود ، و روى همين جهت رسول خدا ( ص ) فرمود : هر گاه در كارى فال بدزدى آن را انجام بده ( واعتنائى بفال مكن ) . ( 2 ) معناى رفع طيره يعنى رفع تأثيرش از اين امت ببركت آنچه از رسول خدا ( ص ) وائمهء اطهار در بارهء آنها رسيده از اعتناء نكردن وتوكل بر خدا و دعاها و ذكرهائى كه جلوى فال بد را ميگيرد . اينكه مقصود از رفع آن جلوگيرى از عمل كردن بر طبق آنست چنانچه صاحب نهايه و ديگران گفته اند ، وظاهرترين معانى در اينجا همان معناى اول است ، و اما اينكه آيا فال بد اثر دارد يا نه ؟ اخبار در اين باره متفاوت است و آنچه از رويهمرفته آنها استفاده شود اينست كه در صورتى كه در نفس اثر كند بىتأثير نيست ، و اما اگر بدان اعتنا نشود و چون خطور كرد انسان به خدا توكل كند وبدان ترتيب اثرى ندهد تأثير نكند . و اما « وسوسهء در تفكر » چند احتمال دارد : ( 1 ) وسوسه هاى شيطانى در انديشه كردن در حالات مردم وبدگمانى به آنها در آنچه از ايشان مشاهده كند ، زيرا كه آن چيزى است كه خواه وناخواه در نفس بيايد و جلوگيرى از آمدن آن ميسور نيست ، ولى بايد به اين گمان بد خود حكم در بارهء مردم نكند ، و آن را آشكار نسازد ، وبموجب آن عمل نكند باينكه آنها را قدح كند يا شهادتشان را رد كند و مانند اينها . تفكر وانديشه در وسوسه هائى كه راجع باصل آفرينش ومبدء پيدايش مخلوقات و اين كه خداى آفريننده خودش چگونه آفريده شد و در كجاست و مانند اين وسوسه ها كه اگر به زبان آيد موجب كفر وشرك گردد ، ومؤيد اين معنا است اخبار بسيارى كه در باب وسوسه وحديث نفس گذشت وعامه نيز به همان مضمون رواياتى نقل كرده اند . تفكر در قضا وقدر وآفريده شدن اعمال بندگان وحكمت در خلقت برخى از شرور در عالم ، چون شيطان و حيوانات مؤذى ، و در بارهء تسلط مردمان بد بر نيكان واخيار وخلقت كفار ودوزخ و چيزهاى ديگرى كه همه كس بدانها دچار گردد ، وهمهء اينها تا زمانى كه در نفس مستقر نگردد و موجب شك در حكمت آفريننده وعدالتش . . . نگردد از آن عفو شده است .