سه روز است كه تو در ميانهء آنهائى : ديروز كه گذشت با هر آنچه در آن بود ، وهرگز برنگردد ، پس اگر كار نيكى در آن انجام داده اى از رفتنش اندوهى ندارى وبدان چه بدان با وى روبرو شدى ( يعنى به كار نيكى كه در آن انجام دادى ) خوشحال وشاد هستى ، و اگر تو در آن تقصير روا داشته اى افسوس سختى برفتن آن وبتقصيرى كه در آن كرده اى دارى . و تو در روزى كه هستى در بارهء فردايت غافلى وندانى چه شود ؟
شايد بدان نرسى و اگر هم برسى شايد بهره ات از لحاظ تقصير وكوتاهى كردن مانند بهرهء ديروز گذشته ات باشد .
پس يكى از آن سه روز كه گذشته است و تو در آن كوتاهى كردى ، و يكى روز آينده است كه انتظار آمدنش را دارى و يقين ندارى كه در آن كوتاهى نكنى ، وهمانا توئى و آن روزى كه در آن هستى ، و تو را سزاوار است اگر تعقل كنى و در كوتاهى كردن گذشته ات بينديشى كه چه حسناتى از دستت رفته تا ( اكنون در اين روز ) بدست آرى ، و چه گناهى كرده اى كه در آن كوتاهى كنى ( ومرتكب آن نشوى ) و تو با اين حال رو بفردائى هستى كه اطمينان ندارى كه بدان برسى ، و يقين ندارى كه در آن كار نيكى بدست آورى ( و انجام دهى ) يا چيزى تو را از گناهى تباه كننده ( كه نيكيها را تباه سازد ) باز دارد ، پس تو نسبت به روزى كه در جلو دارى مانند روزى هستى كه پشت سر گذارده اى ، پس كار كن مانند آن مرديكه از همهء روزها اميدى ندارى جز به همان روزى كه در آنست وشبش ، پس كار كن يا ( اگر نخواهى ) واگذار و خدا بر كار تو كمك كند .
2 - حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود : از ما نيست كسى كه هر روز حساب خود را نكند ، پس
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 190
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٩٠