صادق عليه السّلام دست خود را بلند كرده و به پيشانى خود زد وفرمود : سبحان الله مادرش را بزنا متهم كنى ؟ من خيال ميكردم تو خوددار وپارسائى ، واكنون مىبينم كه ورع وپارسائى ندارى ؟ عرضكرد : قربانت گردم مادرش زنى است از اهل سند ومشرك است ؟ فرمود : مگر ندانستهء كه هر ملتى براى خود ازدواجى دارند ، از من دور شو عمرو بن نعمان ( راوى حديث ) گويد : ديگر او را نديدم كه با آن حضرت راه برود تا تا آنگاه كه مرگ ميان آنها جدائى انداخت .
و در روايت ديگرى است كه فرمود : ( آيا ندانستهء كه ) براى هر امتى ازدواجى است كه بوسيلهء آن از زنا جلوگيرى كنند .
6 - و از حضرت باقر حديث شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : دشنام اگر به صورتى در آيد صورت بدى است .
7 - از حضرت صادق عليه السّلام حديث شده كه فرمود : در بنى اسرائيل مردى بود كه سه سال پيوسته دعا ميكرد كه خدا پسرى به او روزى كند ( دعايش مستجاب نميشد ) همين كه ديد خدا خواهش او را برنمىآورد عرضكرد : پروردگارا آيا من از تو دورم و تو سخن مرا نميشنوى ، يا تو به من نزديكى وپاسخم نميدهى ؟
كسى در خواب نزدش آمد و به او گفت : تو سه سال تمام خدا را با زبانى بد وهرزه ، ولى دلى سركش وناپرهيزكار ، ونيتى نادرست ميخوانى ، پس بايد از هرزه گوئى بدر آئى ، ودلت پرهيزگار ، ونيتت درست گردد ( تا خواهشت برآورده شود ) حضرت فرمود : آن مرد بدستور عمل كرد سپس دعا كرد و خدا را خواند و داراى پسرى شد .
توضيح - از اين حديث معلوم شود كه استجابت دعا شرائطى دارد كه از آن جمله است پاكى زبان وپرهيزكارى دل ودرستى نيت ، و اين منافاتى با وعدهء خدا در اجابت دعا ندارد .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 16
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٦