و جز انكار و استحلال او را بسوى كفر نبرد ، و استحلال اينست كه : به چيز حلال بگويد : اين حرامست و به چيز حرام بگويد : اين حلالست و به آن عقيده پيدا كند ، آنگاهست كه از اسلام و ايمان خارج گشته و در كفر وارد شود و مانند كسى است كه داخل حرم ( مسجد الحرام ) گشته و سپس داخل كعبه شود و در كعبه حدثى صادر كند ، و از كعبه و حرم اخراج گشته و گردنش زده و بدوزخ رفته باشد .
2 - سماعة بن مهران گويد : از امام سؤال كردم : آيا ميان اسلام و ايمان فرقى است ؟ ! فرمود :
مثلش را برايت بزنم ؟ عرضكردم : بيان فرمائيد .
فرمود : مثل ايمان و اسلام مثل كعبة الحرام است با حرم مكه ، گاهى انسان در حرم است و در كعبه نيست ، ولى در كعبه نميباشد ، جز اينكه در حرم باشد ، همچنين گاهى انسان مسلمان است و مؤمن نيست ولى مؤمن نباشد ، جز آنكه مسلمان باشد .
عرضكردم : چيزى هست كه انسان را از ايمان خارج كند ؟ فرمود : آرى ، عرضكردم : او را ( كه از ايمان خارج كرد ) بكجا ميبرد ؟ فرمود : بسوى اسلام يا كفر . و فرمود : اگر مردى وارد كعبه شود و ناگاه بولش بريزد ، از كعبه بيرون رود ، ولى از حرم بيرون نرود و جامه اش را بشويد و تطهير كند ، آنگاه دخولش در كعبه مانعى ندارد ، ولى اگر مردى داخل كعبه شود و از روى عناد و ستيزه در آنجا بول كند ، از كعبه و حرم اخراج شده ، گردنش زده شود .
توضيح - تطبيق اين مثال با مورد سؤال به اين طريق است كه چون گناهى از انسان سرزند ، ولى از نظر عناد و لجاج با دين نباشد . از ايمان خارج مىشود ولى مسلمان است . و چون توبه و استغفار نمود ، آن
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 45
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٥