( 2 ) طينت ناصبى كه از گل سياه بدبو است .
( 3 ) طينت مستضعفين كه از خاك است ( يعنى قابليت پذيرش اشكال مختلف را دارد و گل نيست تا مانند مؤمن و كافر به طرفى چسبندگى داشته باشد . مؤمن از ايمانش دگرگون نشود و ناصبى از دشمنى خود و امر مستضعفين مربوط بخواست خداست ( كه بجانب ايمان يا كفر گرايند ) .
3 - صالح بن سهل گويد : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم : قربانت گردم . خداى عز و جل طينت مؤمن را از چه آفريد ؟ فرمود : از طينت پيغمبران ، پس هيچ گاه پليد و آلوده نگردد .
4 - ( اين روايت بدون كم و زياد به شماره 1008 در جلد دوم ص 234 با ترجمه و توضيح گذشت ، لذا در اينجا تكرارش نميكنيم . تنها در سلسله سند فرق مختصرى دارد ) .
5 - عبد الله بن كيسان گويد : به امام جعفر صادق عليه السّلام عرضكردم : قربانت گردم ، من عبد الله بن كيسان چاكر شما هستم . فرمود : نژادت را ميشناسم ، اما ترا نميشناسم .
گويد : عرضكردم من در كوهستان متولد شده و در سرزمين فارس ( شيراز ) بزرگ شدهام ، و در امر تجارت و كارهاى ديگر با مردم آميزش دارم ، گاهى با مردى معاشرت ميكنم و از او خوشرفتارى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 4
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤