باب
1 - شخصى خدمت امام صادق عليه السّلام آمد و عرضكرد : اصلحك الله من مردى هستم كه دوستى خود را تنها بشما متوجه ساخته و از ديگران بريدهام ، و اكنون احتياج سختى برايم پيش آمده كه بواسطه آن بفاميل و قومم نزديك شدم ( كه شايد گرفتاريم را بر طرف كنند ) ولى جز دورى از آنها برايم نيفزود ( به من پاسخ رد دادند كه مجبور شدم از آنها كناره گيرم ) امام فرمود : آنچه خدا به تو داده ( كه ولايت اهل بيت عليهم السلام باشد ) از آنچه از تو گرفته ( كه مال دنيا باشد ) بهتر است ، عرضكرد : قربانت گردم ، از خدا بخواه كه مرا از خلقش بىنياز كند ، فرمود : خدا روزى هر كه را خواسته بدست كسى كه خواسته قرار داده و تقسيم نموده ( پس مردم به يكديگر محتاجند ) ليكن از خدا بخواه كه ترا بىنياز كند از احتياجى كه بمخلوق پست و لئيمش ناچار شوى .
2 - امام صادق عليه السلام فرمود : فقر مرگ سرخ است ، راوى گويد : به امام صادق عليه السلام عرضكردم :
مقصود نداشتن دينار و درهم است ؟ فرمود : نه ، بلكه فقر و نداشتن دين است .
شرح - مقصود از مرگ سرخ ، مرگ سخت و خونين است ، و مقصود از فقر دينى ، ندانستن احكام و معارف دينى و نشناختن صفات حميده و رذيله مىباشد .
باب دل دو گوش دارد كه در يكى فرشته و در ديگرى شيطان ميدمد
1 - امام صادق عليه السلام فرمود : قلبى نيست جز آنكه دو گوش دارد ، بر سر يكى از آن دو