رنگ صافى داشتند و بسيار مىخنديدند و بهر كه از آنجا مىگذشت با انگشت اشاره مىكردند ، سپس بانجمن اوس و خزرج گذشت و آنها را ديد با پيكر فرسوده و گردن باريك و رنگ زرد ، كه با فروتنى سخن ميگفتند .
على عليه السلام از اين دو انجمن در شگفت شد و خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت :
پدر و مادرم بقربانت ، من بانجمن آل فلان گذشتم - و حال آنها را بيان كرد - و بمجلس اوس و خزرج گذشتم - و حال آنها را گفت - سپس عرضكرد : و همه آنها مؤمنند ، اى رسول خدا صفت مؤمن را برايم بازگو ، رسول خدا صلى الله عليه و آله اندكى سر به زير انداخت و سپس سر بلند كرد و فرمود : بيست خصلت در مؤمن است كه اگر نداشته باشد ايمانش كامل نيست . از اخلاق مؤمنانست كه : 1 - در نماز جماعت حاضرند . 2 - در پرداخت زكات شتابان . 3 - مستمندان را اطعام كنند . 4 - بر سر يتيم دست نوازش كشند . 5 - لباسهاى خود را پاكيزه دارند . 6 - بند زير جامه را بكمر بندند ( تا ستر عورت شود و به زمين نكشد ) . 7 - اگر خبر دهند دروغ نگويند . 8 - اگر وعده كنند خلف ننمايند .
9 - چون امانت گيرند خيانت نكنند . 10 - چون سخن گويند راست گويند . 11 - در شب عابدند .
12 - در روز شير دليرند . 13 - روزها روزه دارند . 14 - شبها ( براى عبادت ) بپاخيزند .
15 - همسايه را نيازارند . 16 - همسايه از آنها آزار نبيند ( اگر چه بوسيله بچه و خادم آنها باشد ) .
17 - بر زمين با آرامش گام بردارند . 18 - به خانه هاى بيوه زنان ( به منظور كمك و مساعدت ) رهسپارند .
19 - تشييع جنازه كنند . 20 - خدا ما و شما را از جمله متقين قرار دهد ( كنايه از اينكه صفت بيستم آنها تقوى است ) .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٢٨