و خطور بدل نيست ، بلكه واقع و حقيقت آن در باطن دل انسان مستتر است و داعى حقيقى انسان هم همان واقع و حقيقت است .
و اما نيات مقاصدى كه موجب كمال عمل مىشود و از اغراض دنيوى خالى است ، بحسب اشخاص و احوال ايشان مختلف است و نيت هر كس تابع طريقه و شاكله و حالت باطنى اوست كه برخى از آنها را يادآور ميشويم :
1 - نيت كسانى كه در عذاب و عقاب آخرت ميانديشند و دنيا در نظرشان پست مىشود و عبادت خويش را براى ترس از عذاب انجام ميدهند .
2 - كسانى باشند كه نعمتهاى بهشت و حور و قصور آن ايشان را بعبادت تحريك كند .
گروهى از دانشمندان عبادت اين دو طايفه را باطل دانستهاند ، ولى اينان حقيقت تكليف و درجات مردم را به خوبى ندانستهاند كه بيشتر مردم ( باصطلاح اين زمان و ملاحظه احوال اين مردم صدى نود و نه ) را ممكن نيست عبادات خود را به غير از اين دو وجه انجام دهند و غير از اين نميتوانند درك كنند و اين نيت منافى با اخلاص نميباشد ، زيرا عبادت به قصد آنچه در آخرت وعده داده شده ، از شوائب دنيوى پاك و خالص است و دليلى هم نداريم كه عبادت بايد خالصا لوجه الله و حتى از اين گونه اغراض هم خالى باشد ، بلكه دليل بر عكس اين عقيده موجود است .
مانند آيه شريفه : * ( ادْعُوه خَوْفاً وَطَمَعاً ) * - * ( وَيَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً ) * .
و نيز امير المؤمنين عليه السّلام در وقفنامه خود مينويسد : * ( هذا ما اوصى به في ما له عبد الله على ابتغاء وجه الله تعالى ليولجنى به الجنة و يصرفنى به عن النار . ) * و گويا اينها حقيقت معنى نيت را درك نكرده و گمان كردهاند ، كه با گفتن اينكه تدريسم را براى محبت خدا انجام مىدهم درست مىشود ، غافل از اينكه اين گفتار جز لقلقه زبان و ادعائى كاذب بيش نيست و حقيقت نيت همان ميل و توجه دلست به آنچه ميخواهد و اگر محبت خدا مطلوب دل نباشد با گفتن به زبان و خطور بدل بدست نميآيد و مثل اينست كه شخص سير بگويد : من ميل به غذا دارم ، پيداست كه اين گفتن براى او اشتها نمىآورد .
3 - كسانى كه در نعمتهاى بىپايان خدا ميانديشند و چون شكر منعم را واجب ميدانند ، براى سپاسگزارى خدا عبادتش ميكنند ، چنانچه امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : * ( لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمته . ) *
4 - كسانى كه از راه حيا و شرمسارى عبادت خدا ميكنند ، زيرا او را بر نهان و آشكار خود مطلع ميدانند چنانچه پيغمبر صلى الله عليه و آله ميفرمايد : * ( اعبد الله كانك تراه فان لم تكن تراه فإنه يراك . ) *
5 - كسانى كه خدا را به قصد تقرب عبادت ميكنند و مقصود قرب معنوى و ارتفاع مقام بنده است كه از نقائص خود كاسته و بكمال نزديك شود .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 134
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٣٤