از آنجا گذشت و عرضكرد پروردگارا مقدار پاداش اين بنده ات را به من بنما خداوند به او نشان داد و او آن مقدار را كوچك شمرد ، خدا به او وحى كرد همراه او باش پس آن فرشته به صورت انسانى نزد او آمد عابد گفت تو كيستى ؟ گفت مردى عابدم چون از مقام و عبادت تو در اين مكان آگاه شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا كنم پس آن روز را با او بود ، چون صبح شد فرشته به او گفت : جاى پاكيزه اى دارى و فقط براى عبادت خوبست . عابد گفت : اينجا يك عيب دارد . فرشته گفت ، چه عيبى ؟ عابد گفت : خداى ما چهارپائى ندارد ، اگر او خرى ميداشت در اينجا ميچرانديمش براستى اين علف از بين ميرود ! فرشته گفت : پروردگار كه خر ندارد ، عابد گفت : اگر خرى ميداشت چنين علفى تباه نميشد ، پس خدا بفرشته وحى كرد : همانا او را به اندازه عقلش پاداش مىدهم ( يعنى حال اين عابد مانند مستضعفين و كودكان است كه چون سخنش از روى ساده دلى و ضعف خرد است مشرك و كافر نيست ليكن عبادتش هم پاداش عبادت عالم خداشناس را ندارد ) .
9 - امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نقل مىكند كه : چون خوبى حال مردى ( مانند نماز و روزه بسيارش ) بشما رسيد ، در خوبى عقلش بنگريد زيرا به ميزان عقلش پاداش مييابد .
10 - ابن سنان گويد به حضرت صادق عليه السلام عرضكردم : مرديست عاقل كه گرفتار وسواس در وضو و نماز مىباشد : فرمود چه عقلى كه فرمانبرى شيطان مىكند ؟ گفتم : چگونه فرمان شيطان ميبرد ؟
فرمود از او بپرس وسوسه اى كه به او دست ميدهد از چيست ؟ قطعا به تو خواهد گفت از عمل شيطانست .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 13
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٣