تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

باب نهى از جسم و صورت در باره خدا

1 - ابن ابى حمزة گويد : به امام صادق عليه السلام عرضكردم : من از هشام بن حكم شنيدم كه از شما روايت ميكرد كه : خدا جسمى است ، توپر ، نورانى شناختنش ضرورى ، بهر كس از مخلوقش كه خواهد منت نهد ، حضرت فرمود : منزه باد ، آنكه كسى جز او نداند كه او چگونه است ، چيزى مانندش نيست و او شنوا و بيناست . محدود نگردد ، بحس در نيايد ، سوده نشود ، حواس دركش نكنند ، چيزى بر او احاطه نكند نه جسم است و نه صورت و نه ترسيم و نه محدود . 2 - حمزة بن محمد گويد : به حضرت ابى الحسن عليه السلام نوشتم و در باره جسم و صورت از او پرسيدم ، حضرت نوشت : منزه باد آنكه چيزى مانندش نيست ، نه جسم است و نه صورت . 3 - محمد بن زيد گويد خدمت حضرت رضا شرفياب شدم و در باره توحيد پرسيدم ، حضرت برايم ديكته كرد : ستايش خداى راست كه همه چيز را بدون نقشه پديد آورد و بقدرت و حكمت خويش اختراعشان كرد آنها را از چيزى نيافريد تا اختراع صادق نيايد و علت و سببى در ميان نبود تا ابتكار صحيح نباشد آنچه را خواست چنانچه خواست با يكتائى خويش براى اظهار حكمت و حقيقت ربوبيتش آفريد ، خردها او را بدست نگيرند و خاطرها به او نرسند ، بينائيها دركش نكنند و در اندازه نگنجد ، در آستانش تعبير ناتوان و