ازدواج با دختر و نوهء دخترى و دختر خواهر خوددارى مىكردند . همچنين در ازدواج ، مهريه گذاشته ، شهود مىگرفتند و سه طلاقه مىكردند .
در جاهليت ، غيرت مردان نسبت به زنان شديد بود ، به طورى كه برخى افراط كرده از دختر متنفر بودند و كسانى از آنان به خاطر حفظ آبرو دخترانشان را زنده به گور مىكردند . كسى از آنان گفته بود : دفن البنات من المكرمات . اما بسيارى از عقلايشان اين اقدام را ناروا مىشمردند . از جملهء مخالفان ، زيد بن عمرو بن نُفيل قرشى بود ؛ كسى كه گفته شده است 96 دختر را از زنده به گور شدن نجات داد .
در آن زمان مردم با كفش وارد كعبه مىشدند ، تا آن كه وليد بن مغيره سنت درآوردن كفش را بنيان نهاد . زنانى كه حيض بودند نزديك كعبه نمىآمدند و دست به بتها نمىزدند ، بلكه در فاصلهء دورى مىايستادند . برخى هم اين نكته به ذهنشان مىآمد كه نماز بخوانند . در اين وقت صورتشان را متوجه كعبه كرده شروع به خواندن نماز مىكردند . وقتى به ركوع مىرفتند ، آن را تا حدى كه وقت داشتند تكرار مىكردند .
همين طور به سجده مىرفتند بدون آن كه ركعات و سجدهها شمارشى داشته و محدود و معين باشد .
در كنار بتپرستى ، اديان ديگرى هم رواج يافت كه مهمترين آنها دهريه بود كه پيروانش مىگفتند : ى
وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ .
« 1 » نيز صابئيانى بودند كه ستارگان را مىپرستيدند . كسانى هم يهودى و يا نصرانى شدند . اينها همه محصول اقتباس فرهنگى قريش و مواجه شدن آنان با اديانى بود كه در همسايگى آنان قرار داشت . مشهورترين كسانى كه كتابهاى آسمانى آن اديان را مىخواندند عبارت بودند از : ورقة بن نوفل ، زيد بن عمرو بن نفيل ، اميّة ابن ابى الصلت ، اميّة بن عوف كنانى ، و هاشم بن عبدمناف . برخى از اينان افكار نادرست قوم خود و بتپرستى را رد كرده ، به ترك آنها توصيه مىكردند .
اينان به بحث دربارهء توحيد و جلال و عظمت خدا نشسته ، بعث و نشور و ثواب و عقاب را باور داشتند .
هامش
( 1 ) . سورهء جاثيه ، آيهء 24 .