تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه '1344 ق'") " — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
تا مانع انجام فرايض دينى از طرف ائمهء سه گانه - حنفى ، مالكى و شافعى - « 1 » نشود . من از بابت سختى معيشت مردم مكه نگران هستم و به همين جهت اجازه دادم كه مهاجرانى كه از مكه آمده‌اند به آن‌جا باز گردند و نيز رفتن كاروان‌ها را آزاد گذاشتم تا كمكى به فقرا و مساكين شده باشد . در انتظار پاسخ شما هستم و اميدوارم كه به حسن نيّت ما ارج بگذاريد . در غير اين صورت ، با تكيه بر خداوند ، خواهيد ديد كه من و ملت من با تمام وجود از شرافت و امانت خود دفاع و ايستادگى خواهيم كرد تا مانع از تعرّض نظامى سپاه شما براى دفاع از اين بلاد و آزادى آن از آزار وتعدّى شويم . بالطبع مسؤوليت خون‌هاى بىگناهى كه ريخته شود ، به عامل آن باز مىگردد . و هو الفعّال لما يريد . « 2 »

پاسخ سلطان

پاسخ سلطان در 9 ربيع الثانى به دست ملك على رسيد به اين شرح : از عبدالعزيز بن عبدالرحمن آل فيصل به شريف على بن حسين : آگاهيد كه حرمين شريفين در ملكيت احدى نيست ، اما اشراف و به خصوص پدر شما حجاز را ملك شخصى خود قرار داد و مسلمانان عموماً و اهالى نجد به طور خاص ، بدرفتارى زيادى از آنان ديدند . ماهيچ هدفى جزآزاد كردن حجاز براى تمام مسلمانان نداريم ، آن‌وقت ، جهان اسلام دربارهء حجازو آيندهء آن سخن خواهد گفت . اگر آرامش و صلح مىخواهيد كار را به مسلمانان واگذاريد . خداوند از خطاى ما درگذرد و دينش را تأييد كند و كلمه‌اش را اعتلا بخشد . « 3 »

نامهء سلطان عبدالعزيز به اهالى جده

اين نامه هم از سلطان به اهالى جدّه رسيد : از عبدالعزيز بن عبدالرحمن آل فيصل السعود به تمامى اهالى جدّه :
هامش
( 1 ) . داخل خط تيره از ماست . ( 2 ) . خمسون عاماً فى الجزيرة العربيه ، ص 73 . ( 3 ) . همان ، ص 74 .
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه '1344 ق'") " — صفحة 746 | أحمد السباعي / رسول جعفريان