نكرد كه از قريش خواست از شتران خود مراقبت كرده و كار بيت را رها كنند . او گفت :
كعبه پروردگارى دارد كه از آن مراقبت خواهد كرد . سپس برخاسته حلقهء در كعبه را گرفت و با گريه و زارى چنين سرود :
اى خدا ! هر كسى بار و بنه خود را نگاه مىدارد و تو همچنين كن .
اگر آن را و قبلهء ما را رها مىكنى ، بدانچه لازم مىدانى دستور ده .
اگر چنين كنى ، اين كارى خواهد بود كه فعل تو را به اتمام خواهد رساند .
خداوند به بهترين صورت از كعبه حمايت كرد و بهترين دفاع ممكن را از آن انجام داد . « 1 » شرح اين مطلب در قرآن به اين ترتيب آمده است :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ ( 1 ) أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ( 2 ) وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ( 3 ) تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ( 4 ) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ ( 5 )
تشتت و تفرقه در مكه
به دنبال اين ماجرا رياست عبدالمطلب در مكه ادامه يافت ، جز آن كه قبايلى كه در اطراف بيت مىآمدند فزونى يافته و نسلشان زياد گرديد . تيرههاى جديد به باديه رفتند و هر تيرهاى به سيد و سرور خود فخر مىكرد . بدين ترتيب سلطههاى فراوانى پديد آمد و احكام و عادات ، متعدد گشت . طبعاً عقايد و اديان هم مختلف و متعدد شد . بسيارى از هواپرستان در شهوتها و خواستههاى خويش غرق شده ، به حمايت از آداب و عادات قبيلهاى خود پرداختند ، در حالى كه از هيچ حاكمى هراس نداشته و از هيچ سلطانى واهمه نمىكردند .
برآمدن هلال رسول صلى الله عليه و آله
در اين درياى آشفته و سيلاب از هم گسسته بود كه آمنه دختر وهب ، در خانهاى از خانههاى عبد المطلب وضع حمل كرد و در شبى درخشان از شبهاى قريش ، هلال
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، 1 : 54 .