اندكى بعد دريافت كه آنان دوباره به وهابيت روى آوردهاند ؛ از اين رو جنگ با آنان را در سال 1218 از سر گرفت . بعد از آنان ، غالب با قبايل ديگرى از بنى كنانه و ديگران از اهالى حلى در جنوب حجاز در رمضان همان سال جنگيد . وى توانست به كمك سپاه خود ، گوسفندان و گاوان و اموال آنان را تصرّف كند . حتى برخى از فرزندان آنان را اسير كرده ، در مكه به عنوان برده فروختند ، « 1 » چرا كه معتقد بودند كه آنان از دين خارج شدهاند .
شورش قبايل جنوب و جنوب شرقى مكه بر ضد غالب ادامه يافت و در اين طرف ، غالب هم سپاهيانى را براى سركوب آنان مىفرستاد ، به طورى كه موارد نبرد به سى مورد رسيد . « 2 »
شريف غالب ، همسايهء خود سعود بن عبدالعزيز را در اين باره متهم مىكرد . سعود در سال 1217 نامهاى به شريف نوشت و گفت كه اين شورشها ارتباطى با او ندارد ، اما غالب قانع نشد و بدين ترتيب دوباره دشمنى ميان آنان بالا گرفت تا به جنگ رسيد . « 3 »
به دنبال اين اختلاف ، دو طرف در جايى به نام عبيلاء ، « 4 » محلى ميان طائف و تربه ، پيش از رمضان سال 1217 به جنگ با يكديگر پرداختند . نجدىها ابتدا عقب نشينى كردند اما دوباره بازگشتند و پيروز شدند .
فرماندهى نجدىها در اختيار وزير شريف غالب و داماد او عثمان المضائفى بود كه
هامش
( 1 ) . خلاصة الكلام ( در حاشيه الفتوحات ) ، ج 2 ، ص 258 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 269 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 271 .
( 4 ) . قريهاى متعلق به قبيلهء عدوان از قراى تابعهء طائف .