مكه در روزگار سعودى اول
بحث ما با شريف غالب كه در پايان دورهء اول عثمانى در مكه امارت را به دست آورد ، تمام شد . گذشت كه او اجازهء حج به اهالى نجد نداد و با آنان وارد جنگ شد . در اينجا به بيان فعاليت محمد بن عبدالوهاب خواهيم پرداخت كه دعوتش سراسر منطقهء نجد را فرا گرفت و در شهر دِرعيّه ، بهترين حمايت را به دست آورد .
نياز به توضيح نيست كه كار محمد بن عبدالوهاب در نيمهء قرن دوازدهم هجرى آشكار شد و چندى نگذشت كه دعوت وى شهرت يافت و جدّ خاندان سعودى در درعيه به حمايت از وى برخاست . مدتى بعد اقبال به سوى او گسترده شد و پيروانش از ميان اعراب فراوان گشت و بر قدرت او و اصحابش از آل سعود افزوده شد . « 1 » اخبار اين دعوت ، در روزگار شريف مسعود بن سعيد بن زيد به مكه رسيد و از آنجا خبر آن به نقاط مختلف جهان اسلام انتقال يافت . شمارى از علما به مبارزه با آن برخاستند ، « 2 » چرا كه
هامش
( 1 ) . محمد بن عبدالوهاب در شهر العينيه در شمال غربى رياض در سال 1115 به دنيا آمد . دروس اوليه را در شهر خودخواهند و سپس در پى دانش فقه و حديث و لغت سفر كرد . سپس به نجد بازگشت و شروع به مبارزه با آنچه آنها را بدعت و خرافه مىخواند ، شد . هموطنان او بر وى شوريده و او را در سال 1157 اخراج كردند . وى به درعيه پايگاه آل سعود آمد و آنان به حمايت از وى پرداختند .
( 2 ) . كهنترين نقدى كه بر انديشههاى محمد بن عبدالوهاب نوشته شده است ، الصواعق الالهيه از برادر اوست . به جزآن ، زمانى پس از درگذشت محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 ، امير نجد ، سعود بن عبدالعزيز كه ميان سالهاى 1218 - 1219 ق امارت كرد ، نامهء دعوت به مناطق مختلف و از جمله عراق و به آيت اللَّه شيخ جعفر كاشف الغطاء فرستاد و اصول و مبانى وهابيت را براى وى نوشت . كاشف الغطاء هم رسالهاى با عنوان منهج الرشاد در پاسخ آن نوشت كه پس از رديهء برادر محمد بن عبدالوهاب ، كهنترين نقد بر انديشههاى وهابى است . « ج »