معمولًا از طريق والى مصر براى امير مكه ارسال مىشد يا با اتكاى به نيروى نظامى مصرى در مكه به اجرا در مىآمد . به همين دليل برخى تصوّر كردهاند كه مكه تابع مصر بوده است . واقعيت آن است كه ارتباط اميران مكه با واليان مصر ، ارتباط يك كارگر با واسطهاى بود كه خليفه به او اعتماد داشت و همانطور كه در ابتداى اين فصل گفتيم روى عنصر تركى آن حاكم حساب مىشد .
شرايط مكه به گونهاى سپرى شد كه محقق به درستى نمىتواند در اين باره كه وضعيت آرامش و استقرار و اطمينان در طول مدت زمانِ مورد بررسى ما در اين فصل ، چگونه بوده ، به نتايج مطلوبى دست يابد ، زيرا مكه يكسره در معرض رشته فتنههايى بود كه شمارش آنها بسى دشوار است و شايد بتوان گفت در طول سه قرن به جز مدّت زمانهاى كوتاه كه بيشتر آن ده سال مىشد ، روى آرامش را نديد . البته بايد دوران امارت بركات و فرزندش ابونمى و نوادهاش حسن را كه بيش از هشتاد سال نيست ، استثنا كرد .
نمايندگىهاى اجنبى
در پايان دورهء مورد بحث ، براى نخستين بار اين بلاد شاهد حضور نمايندگىهاى سياسى اجنبى بود . براى نخستين بار قنسول انگليس در سال 1216 وارد جده شد تا كارهاى قنسولى را مستقيم انجام دهد . وى براى اين كار ، خانهاى گرفت و پرچم انگليس را براى نخستين بار در تاريخ نمايندگىهاى سياسى اجنبى بر آن برافراشت . هنوز آن قرن تمام نشده بود كه بر شمار نمايندگىهاى خارجى در جده افزوده شد و فرانسوىها و روسها هم در جده قنسولگرى تأسيس كردند . « 1 »
محدودهء شهر مكه به لحاظ عمران و آبادى در اوائل دورهء عثمانى ، چيزى بيش از آنچه در زمان چراكسه بود ، نبود . قطبى كه بخشى از عمرش را در دورهء نخست عثمانى در مكه سپرى كرد و به سال 988 درگذشت ، در كتاب الاعلام خود گويد : ابتداى مكه ، مَعْلات و منتهاى آن در سمت مسفله جايى نزديك مولد حمزه است كه چسبيده به محل
هامش
( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى .