نگذشت كه در اواخر رمضان همان سال يعنى 1106 فرمان تأييد سلطان به مكه رسيد و همه جا جشن و سرور برپا شد .
در اوايل سال 1107 برادرش محسن بن حسين را براى امارت مدينه فرستاد و در ماه جُمادى الاولى با برخى از شورشيان در شرق طائف جنگيد و مدتى را در آنجا بود تا آن كه در دوم ذى حجه به مكه بازگشت . در همين سال ، مفتى مكه عبداللَّه عتاقى درگذشت و اين منصب به شيخ عبدالقادر ابوبكر صديقى واگذار شد .
در اين وقت مكه آرامش خود را باز يافت ، راهها ايمن شد و تمامى اشراف ، سَرورى سعد را پذيرفتند مگر جماعتى از آل عبداللَّه كه اندكى بعد به خاطر بخششهاى خود به مخالفت برخاسته ، خشمگين بيرون رفتند . شمارى از اشراف از آل بركات مسؤول امنيت راهها شدند كه آنان نيز پذيرفته و اطاعت كردند . پس از آن به آل عبداللَّه نيز رسيدگى كرده ، خسارتشان را جبران كرد و آنان نيز اطاعت را پذيرفتند .
اندكى بعد باز طاعت شكستند و در جايى به نام حمّام در وادى فاطمه گرد آمده ، « 1 » گروهى از قبايل اروقه و مطير نيز دور آنان را گرفتند . شريف سعد از آل زيد و از دوستانش از آل بركات كمك گرفت و به سمت آنان حركت كرد . زمانى كه شنيد آنان حمام را به قصد جدّه ترك كردهاند ، به تعقيب آنان پرداخت تا آن كه شورش آنان را فرو نشاند . آنان نيز اطاعت نموده ، اظهار يگانگى كردند و بدين ترتيب اوضاع آرام شد . « 2 »
شريف سعد هفت سال به همين ترتيب امارت كرد .
كشيدن توتون
در اين دوره ، استفاده از توتون و تنباكو يا به اصطلاح شرب دخان در مكه باب شد .
برخى گفتهاند كه [ اين سوغات ] در سال 1112 از مصر به حجاز آمد و طولى نكشيد كه
هامش
( 1 ) . آثار برجاى مانده از « حمام » و بنايى كه اشراف در حوالى قرن يازدهم هجرى در اطراف خانههايشان در آنجاساختند ، تا به امروز باقى است .
( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 128 .