در ذيلِ بر شفاء الغرام فاسى « 1 » خبرى متفاوت آمده است و آن اين كه آل زيد از سمت طائف به مكه آمدند و به زور قسمت بالاى آن را تصرّف كرده ، براى بيست روز در آنجا ماندند و آنقدر با دشمنان خود جنگيدند تا توانستند شريف احمد را وادار به خروج از مكه كنند .
شريف احمد به امام يمن پناهنده شد و تلاش كرد تا او را وادار كند تا از وى براى بازپسگيرى امارت مكه حمايت و او را مساعدت نمايد ، اما وى نپذيرفت . اندكى بعد او را راضى كرد تا ولايت منطقهء عسير را كه زير نظر حكومت يمن بود ، بر عهده گيرد . بعد از آن مناطق ديگرى را هم بر آن افزود و حكومت وى در آن نواحى براى چهار سال به درازا كشيد . « 2 »
محسن بن حسين بن زيد
وقتى شريف محسن امارت مكه را بر عهده گرفت ، از حاميان دشمنش نگذشت و بسيارى از آنان را مؤاخذه كرد . وى كليد كعبه را از شيخ عبدالواحد شيبى گرفت و آن را به برادرش عبداللَّه سپرد . اين بعد از آنى بود كه در محكمهء شرعى ثابت كرد كه عبدالواحد برخى از قناديل كعبه را به شريف احمد داده است و در اين باره شمارى از سازندگان طلا را خواست و آنان شهادت دادند كه قنديلها را به النگو و خلخال تبديل كردهاند . . . برخى هم مىگويند كه شريف احمد آنها را به صورت سكه در آورد و مردم از آنها استفاده مىكردند . « 3 »
شريف محسن فرمان امارت خود را از سلطان در استانبول اما از طريق مصر دريافت كرد كه در يك مراسم عمومى خوانده شد . اندكى بعد اشراف آل سعيد و جز آنان ، به مخالفت برخاسته و چندين نفر بر او شوريدند . « 4 » به دنبال آن راهها بسته شد و
هامش
( 1 ) . تذييل شفاء الغرام از شيخ عبدالستار صديقى ، ص 307 .
( 2 ) . المخلاف السليماني ، ج 2 ، ص 404 .
( 3 ) . تاج تواريخ البشر ، حضراوى ، خطى .
( 4 ) . تذييل شفاء الغرام ، ص 307 .