كه برخى از مورّخان مكه رفتارهاى او را ظالمانه تصوير كنند .
شيخ مغربى تنها به اين اقدام اكتفا نكرده ، مدرسهء شرابيه را هم از شيخ احمد حكيم گرفت و اين به رغم فرامين و مستنداتى بود كه به وى حق سكونت در آنجا را داده بود .
وى مدرسه را در اختيار برخى از مجاوران قرار داد تا در آنجا سكونت كنند . همچنين ابراهيم بيرىزاده را از وقف دروبى كه در بالاى مدعى در سمت سوق الليل بود اخراج كرده ، آن را هم در اختيار شمارى از مجاوران قرار داد .
اين امر سبب بالا گرفتن مخالفت مكيان شد به طورى كه شاعر آنان مهتار گفت :
وظايف و مسؤوليتهاى مردم متفرق شده است و ميان برده و آزاد شده و آزاد كننده ، همه چيز درهم آميخته شده است .
ستارهء مردم مكه هم غارت گشته و آيا ممكن است كه كوكبى در افق آنان بدرخشد .
همچنين شيخ مغربى يك ساعت آفتابى براى تعيين اوقات روز در مسجد الحرام درست كرد . « 1 » همين طور تكيهاى در مسعى ساخت كه تا همين نزديكىها به تكيهء سيده فاطمه شناخته مىشد . « 2 » وى اموال زيادى را براى آن صرف كرد و با استفاده از اوقاف جقمق و قايتباى دستور داد تا براى فقرا دشيشه ( نوعى حليم ) درست كنند . « 3 » ترديدى نداريم كه هدف شيخ ، نيكى در حق فقرا و مجاوران بود ، اما به عقيدهء من ، ساختن تكيهها عاملى براى گسترش بيعارى و كشاندن فقراى بلاد ديگر به اين شهر بود كه مشكلات ناشى از آن از دير زمان تاكنون ، وصفناپذير است .
شيخ مغربى ، شمارى از موقوفههاى مكه را كه رو به ويرانى نهاده و يا دست تجاوز بر آنها مستولى شده بود ، تعمير كرد و اى كاش آنها را تبديل به مدارسى مىكرد تا بىسوادى را از ميان مىبرد و علم را گسترش مىداد . من از « اى كاش » تجاوز نمىكنم ؛
هامش
( 1 ) . منائح الكرم ، ج 4 ، ص 288 .
( 2 ) . اين نامگذارى به خاطر آن بود كه بيت فاطمه در كنار آن بود . اين محل در سالهاى اخير تخريب شده و بنايى درروبروى مدعى ، خيابان فيصلى به جاى آن ساخته شده است .
( 3 ) . خلاصة الكلام ، ص 93 .