جماعت آفت عقل انسانها ، در همهء زمانهاست .
سال 1082 آغاز شد ، در حالى كه باز هم اتفاق وحشتناكى رخ داد كه دامن شريف را در طول سال 82 و 83 گرفت و طومار امارت او را پيش از آن كه سال 1083 به پايان برسد ، در هم پيچيد .
خلاصهء آن وقايع اين بود كه ميان صنجق جده و شريف مكه اختلاف پيش آمد و بسا مهمترين عامل آن اين بود كه صنجق ، در پرداخت حق شريف از واردات جده كوتاهى مىكرد . اين اختلاف ادامه يافت تا اوايل موسم حج سال 1082 فرا رسيد . زمانى كه صنجق جده روز عيد قربان در منى بود ، مورد اصابت گلوله قرار گرفت اما كشته نشد .
سپاهيانش او را به خانهاش در مكه كه نزديك باب الواسطيه بود ، انتقال دادند .
صنجق جده ترديدى نداشت كه تير از سوى كسى كه تحريك شدهء شريف بوده شليك شده است ، اما شريف سعد در مجلسى كه به همين منظور برپا شد تأكيد كرد كه در بارهء ضارب هيچ خبرى ندارد . در همين مجلس در بارهء واردات جده هم بحث شد و پس از بحث و تعيين مبلغ آن ، بخشى پرداخت و از بخشى هم صرف نظر شد . « 1 » بعد از آن صنجق به جده بازگشت و سپس در اوايل سال 1083 به مدينه رفت . در آنجا بود كه برخى از دشمنان شريف سعد با او تماس گرفتند و او را در اعلان عزل شريف سعد و امارت يكى از عموزادگانش تشجيع كردند .
زمانى كه سعد از اين مسأله آگاه شد ، سپاهيانش را براى حمله به دشمنانش آماده ساخت ، اما پيش از آن كه نبردى صورت گيرد ، با رسيدن فرمانى از قسطنطنيه ، صنجق جده عزل شد و شريف سعد بر امارتش تأييد گرديد . « 2 »
شيخ مغربى
در قسطنطنيه مردى از دشمنان شريف زندگى مىكرد كه نامش شيخ محمد بن سليمان مغربى بود . او از علماى بزرگ عصر خود در مكه به شمار مىرفت . وى در اين
هامش
( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 85 .
( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى .