امارت عبداللَّه بن حسن بن ابى نمى
با درگذشت مسعود ، اشراف تصميم گرفتند تا عموزادهء وى عبداللَّه بن حسن را به امارت بگمارند . وى مردى صالح و بزرگوار و از برجستهترين افراد خاندان ابونمى بود . « 1 » عبادله از اين تيره به نام وى ناميده شدند و آل عون از همين عبادله هستند . « 2 »
نوشتهاند كه وى از پذيرفتن امارت امتناع مىكرد و حتى در تشييع جنازهء پسر برادرش مسعود هم به همين جهت حاضر نشد . اما چيزى نگذشت كه با اصرار و براى جلوگيرى از خونريزى او را وادار به پذيرش آن كردند . سپس ماجرا را براى دارالخلافهء عثمانى نوشتند كه تأييد شد . « 3 »
در اين وقت امنيت و آرامش به خاطر امارت وى همه جا را گرفت . او بيشتر شبها به طواف بيت اللَّه مشغول بود و در زمان وى بود كه كار بازسازى بيت اللَّه كه سلطان مراد به آن فرمان داده و همين عمارت فعلى است ، تمام شد . « 4 » بعد از اين در اين باره سخن خواهيم گفت .
امارت محمد بن عبداللَّه
امارت عبداللَّه يك سال بيشتر به طول نينجاميد و او به نفع فرزندش محمد كنارهگيرى كرد تا بتواند به عبادت و نماز خود بپردازد ، همچنان كه دلش مىخواست فرزند برادرش محسن هم به فرزندش محمد كمك كند . گذشت كه محسن به يمن گريخت و همانجا مرد . فرزندش زيد در آنجا بود و عبداللَّه پى وى فرستاده او را به مكه دعوت كرد . وقتى آمد ، كنارهگيرى خود را به نفع محمد اعلام كرد و قرار شد تا زيد بن
هامش
( 1 ) . افادة الانام ، خطى .
( 2 ) . در روزگار ما عبادله در نقاط مختلف بلاد عربى متفرق هستند . شمارى در حضرموت و يمن و اردن هستند . اما شاخهء اصلى در مكه است . حسين بن على رهبر انقلاب عربى در قرن اخير از اين خاندان بود ( عاتق ) .
( 3 ) . إفادة الأنام ، خطى .
( 4 ) . منائح الكرم ، خطى .