تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه '1344 ق'") " — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
نوشته بود تا فرزندش ابونمى را به نمايندگى خود به مصر بفرستد كه بركات اين فكر را پسنديد و فرزندش را به مصر فرستاد . سلطان هم با احترام فراوان با او برخورد كرده مقدمش را گرامى داشت و امارت او و پدرش را بر مكه تجديد كرد و نصف واردات مكه و جده را در آن سالِ 923 براى آنان قرار داد . « 1 » بركات هم زان پس ، براى خليفهء ع نى دعا كرد و چيزى نگذشت كه تعبير « اميرالمؤمنين » و « خادم الحرمين الشريفين » هم در خطبه براى خليفهء جديد عثمانى افزوده شد . سلطان سليم ، امور حرمين را مورد توجه قرار داده ، هدايايى براى مكه و اعيان از اشراف معين كرد و پولى هم براى توزيع ميان فقرا اختصاص داد و مقرّر كرد تا مقدار زيادى گندم به صورت مرتب و سالانه به مكه فرستاده شود . اين اولين مقرّرى از اين دست بود كه به صورت منظّم و در قالب كمك فرستاده مىشد كه البته بايد موارد نامنظمى را كه پيش از آن وجود داشت استثنا كرد . « 2 » سنجارى در منائح الكرم گفته است كه غلّات صدقه پس از سلطان سليم رو به فزونى گذاشت ، به طورى كه معاش مكيان را از اين سال تا سال آينده تأمين مىكرد . « 3 »

مَحْمل رومى

سلطان سليم در كنار محمل مصرى ، يك محمل رومى ترتيب داد كه سالانه به مكه مىرفت و پردهء كعبه را هم كه از اموال اختصاصى او تهيه مىشد ، به مكه مىبرد . « 4 » بركات همچنان امير مكه بود و از فرزندش ابونمى در كار ادارهء مكه بهره مىبرد تا آن‌كه به‌سال 932 در حالى كه هفتاد سال داشت ، درگذشت . جنازهء او را پيش از دفن هفت بار دور كعبه طواف دادند . مدت امارت او به استقلال يا اشتراك با فرزندش 53 سال بود . « 5 »
هامش
( 1 ) . منائح الكرم ، ج 3 ، ص 227 ؛ الاعلام ، نهروالى ، ص 284 ( با تفاوت ) . « ج » ( 2 ) . الإعلام ، قطبى ، در حاشيهء خلاصة الكلام ، ص 191 ؛ منائح الكرم ، ج 3 ، ص 236 . ( 3 ) . بنگريد : منائح الكرم ، ج 3 ، ص 230 . ( 4 ) . منائح الكرم ، ج 3 ، ص 227 . ( 5 ) . تاريخ مكه ، اتحاف فضلاء الزمن ، ج 1 ، ص 405 . در آنجا آمده است كه وى شب چهارشنبه 14 ذىقعده سال 931 درگذشت و تا اين زمان به استقلال و شراكت 54 سال حكومت كرده بود . « ج »