مىبينيد كه تجار هندى و عراقى از اين امر استثنا شدند . دليل آن مىتواند همين باشد كه عراقىها در منطقهاى بودند كه نسبت به نفوذ مصرىها در مكه ، مخالفت داشتند .
گمان چنين است كه اين كار مىتوانسته ناشى از نوعى رقابت تجارى ميان بلاد ديگر با مصر هم باشد و من دور نمىدانم كه دولت عراق ، خزانهء خود را مكلّف كرده بود تا اجناس ارسالى به مكه را با كمترين قيمت بفرستند كما اين كه ژاپن در سالهاى اخير براى پشرفت خود چنين مىكرد . همچنين بعيد نمىدانم كه هندىها در كنار متاع خود ، متاعهاى عراقى را هم عرضه مىكردند .
الغاى ماليات مكوس به ترتيبى كه گفتيم براى سالها در مكه ادامه يافت .
به رغم تلاشهاى مصر براى استوار ساختن پيوندهاى خود با مكه و مبالغى كه در اين راه هزينه مىكرد تا نامش بر منابر مكه بماند ، سياست عجلان شبيه چيزى بود كه آن را بازى با طناب مىگويند . او هداياى مصر را مىپذيرفت ، نام سلطان مصر را هم در منبر مىآورد ، اما با برخى از پيشنهادات آنان مخالفت مىكرد و گويا بناى آن داشت كه روشن شود او تابع آنان نيست .
اين هم ممكن بود تا با دعاى براى ديگرى ، دشمنىاش را با آنان آشكار كند . در اين باره ، فاسى ذيل حوادث سال 772 گزارش مىكند « 1 » كه عجلان به خطيب مكه ابوالفضل نويرى دستور داد تا براى سلطان اويس بن حسن ، امير بغداد بر منبر دعا كند . او مىنويسد : سلطان اويس قنديلهاى زيبايى براى كعبه و هداياى زيادى هم براى امير مكه فرستاد . دعاى براى سلطان بغداد براى مدتها كه فاسى هم نمىداند چه مدت بود ، ادامه يافت .
به طور كلى عجلان از آن دسته از امراى مكه است كه توانست شخصيت خود را در امارت نشان داده و اثبات كند ، از آن شخصيتهايى است كه روش خاص خود را داشت و حركتش بر اساس آن روش ، اثر نيكويى در روابط آنان با مصر و نقاط ديگر گذاشت .
ابن خلدون در تاريخ خود مىنويسد : عجلان به رفتار عدالتگرايانه ميان رعايا و
هامش
( 1 ) . شفاء الغرام ، ص 249 .