دستور آماده باش داده بود ، بر سلطان وارد شد ، و به وى گفت : براى جنگ به كجا مىروى ؟ سلطان پاسخ داد : مىروم تا حرم را از دست ابونمى آزاد سازم . آن عالم گفت :
عبارت تو خوب است ، اما مردم اين را نخواهند گفت . آنان خواهند گفت : تو براى قتال در حرم خداوند و كشتن اولاد رسول مىروى . اين مطلب در سلطان اثر گذاشت و او را از تصميمش منصرف كرد .
بعد از آن ابونمى به حكومتش ادامه داد و به رغم روابط نامناسب و بد ميان آنان ، همچنان به نام مماليك مصر خطبه مىخواند و از كمكهاى آنان بهرهمند بود . « 1 »
در سال 689 ابونمى از ناحيهء سپاه ابن عقبه ، امير حاج شامى ، احساس خطر كرد و مانع از ورود آنان به مكه شده ، دروازهها را بست . سپاه ابن عقبه از سمت شبيكه هجوم آوردند ، در حالى كه شمارى از سپاهيان مصرى هم به آنان كمك مىكردند . آنان توانستند دروازه را بسوزانند و آنگاه بود كه سيل سپاه شامى و مصرى به داخل مكه سرازير شد . به دنبال آن در نزديكى درب الثّنيه « 2 » در شبيكه تا مسجد الحرام نبرد درگرفت .
در اين درگيرى بيش از ده هزار شمشيرزن جنگ مىكردند ؛ به طورى كه تعداد چهارهزار نفر از دو طرف كشته شده و جماعت زيادى هم مجروح شدند . « 3 »
خطبه خواندن به نام رسولىهاى يمن
بدين ترتيب مكه به خاطر مشكلاتى كه ميان ابونمى و مماليك ترك مصر پديد آمد ، رنجهاى بسيارى ديد و روزگار سختى را گذارند ، به طورى كه ابونمى پردهها را دريد و
هامش
( 1 ) . الأرج المسكي ، ص 120 .
( 2 ) . ثنيه يك قطعه زمين مرتفع ميان شبيكه و انتهاى حارة الباب بود . استاد حمد جاسر به من گفت ، وى بعيد نمىداند كهشبيكه به نام مردى به نام شبيكة الحسنى باشد ؛ زيرا شاعر صوفى در اين باره گويد :ببات شبيكة الحسني * و هي صبري فوا حزنيبسا من هم موافق او باشم يا علت ديگر آن را چنين بدانم كه شبيكه را از آن روى شبيكه گفتند كه محل اشتباك و درگيرى كسانى بوده كه بارها براى حمله به مكه از آنجا آمدند و ديگران در آنجا از شهر دفاع كردهاند .
( 3 ) . الأرج المسكي ، ص 120 .