ينبع بود ، توانست با جنگجويان خود به مكه آمده آن را محاصره كند . در يورش موفقيتآميزى كه وى در روز جمعه نهم ذى قعده سال 647 به مكه داشت توانست ابن مسيب را دستگير كرده ، اسب و سلاح و اموال او را مصادره كند و رهايش سازد . « 1 »
با تسلط وى بر مكه ، عمويش راجح بن قتاده به مكه رفت و از امير مدينه از خاندان مهنا ( حسينىها ) كه دايىهايش بودند ، كمك خواست . آنان 900 نفر در اختيارش گذاشتند تا حسن بن على بن قتاده را از مكه براند . « 2 »
ظهور ابونمى اوّل
حسن بن على بن قتاده كه از حملهء عمويش با كمك سپاهيان مدينه آگاه شد ، به فرزندش ابونمى كه در ينبع بود نامه نوشته ، از او خواست تا سر راه مهاجمان درآيد . در آن وقت ، سن ابونمى هفت يا هشت سال بود جز آن كه بسيار با نشاط و مشهور به شجاعت بود . او توانست با چهل نفر از افراد طايفهاش راه را بر مهاجمان بسته و آن را به شكست بكشاند .
ابونمى پس از شكست آنان به مكه آمد . پدرش او را تكريم كرده ، در ادارهء امور شهر شريكش كرد . « 3 » اين اولين بار بود كه بدعت شراكت در مديريت مكه آغاز شد ، چيزى كه بعدها بارها تكرار شد .
فاسى « 4 » حسن را در شجاعت در رتبهء اول قرار داده و مىگويد مادرش زنى حبشى و ميان زنان برجسته بود . اين زن در برخى از جنگها با هودج همراه حسن آمد و پيش از نبرد به او گفت : « وضعيت به گونهاى است كه اگر تو پيروزى شوى مىگويند كه فرزند دختر پيامبر صلى الله عليه و آله پيروز شد . اگر شكست خوردى مىگويند فرزند يك كنيز سياه شكست
هامش
( 1 ) . إتحاف الورى ، ج 3 ، ص 68 .
( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . شرح حال حسن بن على بن قتاده را بنگريد در : العقد الثمين ، ج 4 ، ص 160 - 163 ، ش 1000 .