بالاى عرفات ، جايى را خريد و آب آنجا را هم با قنات به عرفات رساند . وى همچنين بركههاى موجود در مكهرا اصلاح كرده ، بركهء ديگرى بر آن افزود تا آب در آنها جمع شده ، مردم از آن استفاده كند . مخارج اين كارها در حدود يك ميليون و هفتصد هزار مثقال طلا ، معادل يك ميليون و هفتصد هزار دينار طلا بود . « 1 »
مأمون هم دستور ايجاد پنج بركه را در مكه داد كه آب چشمهء زبيده بر آنها مسلط بود . يكى از آنها در شعب ابويوسف ( شعب على ) ، ديگرى در صفا ، سومى در خياطين در نزديكى جايى كه ما به آن باب ابراهيم مىگوييم و نزديك به گذرگاه باب الثنيه ، « 2 » چهارمى نزديك سوق الخطب در هجله و پنجمى در ماجل ابوصلابه بود . « 3 » جوىهايى هم براى انتقال آب چشمهء زبيده به آنها ايجاد كرد .
هارون خانهاى ميان صفا و مروه ، در حاشيهء مسعى ساخت كه به آن باب القوارير « 4 » مىگفتند . بئر هاشم هم داخل آن افتاد ، چاهى كه به آن سحله يا بئر جبير بن مطعم مىگفتند و اين به خاطر آن بود كه او آن را از هاشم خريد . اين چاه همچنان تا زمان ما در باب قايْتباى « 5 » موجود است . گفته شده است عبدالمطلب زمانى كه چاه زمزم را كند و ديگر نيازى نداشت ، چاه هاشم را به مطعم بخشيد .
ياسر خادم زبيده هم به دستور او وضوخانههايى در كنار باب اجياد كبير ساخت و چاه حفر « 6 » را در آن داخل كرد . همهء اين محدوده ، در توسعهء جديد در رواق باب اجياد قرار گرفته است .
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . ازرقى درب الثنيه را همان درب الشبيكه مىداند .
( 3 ) . ماجل در لغت به هر آبى گفته مىشود كه ريشه از كوه يا وادى دارد . بركهء مسفله ، ماجلى متعلق به ابى صلابه بود كهبعدها به بركة الماجل شهرت يافت و مردم آن را به بركة الماجن يا ماجد تغيير دادند .
( 4 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 2 ، ص 202 .
( 5 ) . اين باب و چاه مزبور در توسعهء اخير مسجد الحرام از ميان رفت .
( 6 ) . اين هم از ميان رفت .