دومى به مغرب رفت و بربرها در اطرافش جمع شدند و دولتى كه بعدها به دولت ادريسى شهرت يافت ، تأسيس كرد . زمانى كه هارون دريافت كه از پس او بر نمىآيد ، كسى را مأمور كرد تا او را بكشد . « 1 » اينها مطالبى است كه مورخان به آن پرداختهاند ، اما در صدد نقل آن مطالب نيستيم . « 2 »
بازگشت عباسيان به مكه براى بار سوم
با پيروزى سپاه عباسى در فخ ، دوباره امارت مكه به آنان بازگشت . در طول خلافت هادى و هارون ، محمد بن عبدالرحمن سفيانى و پس از او در دوران هارون ، كسانى امارت يافتند كه ترتيب حكومت آنان چندان روشن نيست . اينان عبارت بودند از : احمد بن اسماعيل ، عماد بربرى ، سليمان بن جعفر ، عباس بن محمد بن ابراهيم امام ، عبيدالله بن قثم ، على بن موسى ، فضل بن عباس ، محمد بن عبدالله ، و موسى بن عيسى . « 3 »
در اين زمان بود كه رشيد ، امين و مأمون را به ولايتعهدى برگزيد و عهدنامهاى نوشت و داخل كعبه آويزان كرد و از اهالى مكه خواست تا براى اجرا و تنفيذ آن ، از آن مراقبت كنند و بر ضد كسانى باشند كه با آن مخالفت مىكنند .
واقعهء احباش
در اين وقت ، گروهى از حبشىها در سال 173 يا 183 به جده حمله كردند .
اهالى جده به مكه گريخته از مردم آنجا درخواست كمك كردند . گروهى از مردم به حمايت از آنان حركت كردند . حبشىها كه احساس كردند شكست مىخورند ، به كشتىهاى خود نشسته گريختند . امير مكه ، يك سپاه دريايى را بسيج كرد تا آنان را از جده دور كنند .
هامش
( 1 ) . تاريخ الإسلام السياسي ، ج 2 ، ص 120 .
( 2 ) . اخبار ادريسيان را بنگريد در : الاستقصاء الأخبار دول المغرب الأقصى ، ج 1 ، ص 67 .
( 3 ) . بنگريد : شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 180 .