روزگار اموى
كنارهگيرى امام حسن عليه السلام از خلافت
بلافاصله پس از رحلت امام على عليه السلام در كوفه مردم با فرزندش حسن به عنوان خليفه بيعت كردند . پيش از رحلت آن حضرت ، از وى خواستند تا كسى را به جاى خود نصب كند . آن حضرت گفت : همانطور كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين كار را نكرد من نيز كسى را تعيين نمىكنم . اگر خداوند خواست ، شما را بر بهترين شما مجتمع خواهد كرد ، همانطور كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين كرد . « 1 » زمانى كه آن حضرت وفات يافت ، قيس بن سعد بن عباده پا پيش نهاد و در عراق با امام حسن عليه السلام بيعت كرد . پس از آن مردم در هفدهم رمضان سال 40 ، روز وفات امام على عليه السلام با حسن بيعت كردند .
در همان سال ، مردم شام با معاويه بيعت كردند . امام حسن عليه السلام بدون آن كه جدى باشد « 2 » با سپاه عراق به سمت شام حركت كرد . معاويه هم با اهل شام آمد . زمانى كه دو سپاه برابر هم قرار گرفتند ، كسانى براى صلح تلاش كردند . در نهايت كار به خلع امام
هامش
( 1 ) . روشن است كه اين نص تاريخى ساختگى است . امام على عليه السلام مهمترين منتقد خلافت ابوبكر بود و بارها گفته بودكه قريش حق او را غصب كردهاند . بنابراين كسى كه اين نص را جعل كرده ، تلاش كرده است تا نه تنها نسب امام حسن را به جانشينى از سوى امام على عليه السلام انكار كند بلكه ، ديد او را نسبت به خلفاى گذشته هم مثبت نشان دهد . به هر روى ، اين نص پذيرفتنى نيست و البته تفصيل مطلب در اينجا نتواند بود . « ج »
( 2 ) . امام حسن عليه السلام كاملًا در جنگ جدى بود و عزت عراق را در ادامهء نبرد مىديد اما نيك آگاه بود كه با مردم سست ارادهنمىتوان كارى از پيش برد .