[ همى نمايند ] « 1 » مردمان را ، و نه ياد كنند خداى را مگر اندكى *
143 - مذبذبين ميان كفر و اسلام ، نه سوى ايشان و نه سوى ايشان ، « 2 » و هر كى [ را ] گم كند خداى « 3 » نه يا بى آن را راهى *
144 - يا آن كسها كه بگرويدند مه گيريد كافران را دوستان از بيرون مؤمنان ، ميخواهيد كه كنيد خداى را بر شما حجّتى هويدا ؟ *
145 - كه منافقان اندر درك فروترين [ باشند ] « 4 » از آتش ، و نه يا بى ايشان را يارمند -
146 - مگر آن كسها [ كه ] توبه كردند و نيكى كردند و بازداشت خواستند « 5 » بخداى و پاكيزه كردند دين ايشان خداى را ايشانند با گرويدگان ، و زود بدهد « 6 » خداى مؤمنان را مزدى بزرگ *
147 - نه كند خداى به عذاب شما « 7 » را اگر شكر كنيد و بگرويد ؟
و هست خداى شكر كننده و دانا * ( جزء ( 6 )
148 - نه دوست دارد خداى آواز بلند به بدى از گفتار - مگر آنكه ستم كردند [ او را ] « 8 » - و هست خداى شنوا و دانا *
149 - اگر پيدا كنيد نيكى يا پنهان كنيد [ آن را ] « 9 » يا اندر گذاريد از بدى ، كه خداى هست اندر گذارنده و توانا *
هامش
( 1 ) ( صو ) - متن : مىبينند . [ و محل تأمل است ]
( 2 ) بميانه اندرند بميان آن نه سوى ايناناند و نه سوى ايشان . ( خ ) - گردندگان ميان اين دو نه سوى گروندگان و نه سوى ناگروندگان . ( صو )
( 3 ) هر كه را گمراه گرداند خداى . ( خ )
( 4 ) كه منافقان اندر درك فروترين باشند . ( خ )
( 5 ) و بسامانى كردند و بازگشتند . ( خ )
( 6 ) و زود باشد كه بدهد . ( خ . صو )
( 7 ) چه كند خداى عذاب كردن شما را .
( خ . صو )
( 8 ) مگر آن كسى كه بوى ستم رسد . ( صو )
( 9 ) ( خ )