را با نبى ما كمال نسبت هست در صاحب اسم اعظم بودن ، و در قوت ظهور به ظهور رسول ما ، و در فرود آمدن از آسمان ، و دعوت كردن خلق به دين نبى ما - صلَّى الله عليه و سلَّم - .
حتى يصح له من ربه نسب
به يؤثر في العالي و في الدون
يعنى : احياء اموات و خلق طير كرد تا نسب به حق درست كند به اينكه صادر از اوست و مظهر اسم جامع الهى است نه به اينكه ابن اوست ، چنان كه ظالمان مىگويند . تعالى الله عنه علوا كبيرا . و بدين تصحيح نسب تأثير مىكند در عالى از روى مرتبه ، [ 202 - پ ] چون انسان ، و در سافل ، چون طير به احياء و خلق . يا گوئيم تصرّف مىكند در عالم علوى سماوى و سفلى ارضى .
الله طهره جسما و نزهه
روحا و صيّره مثلا بتكوين
و در بعضى نسخه [ ها ] « لتكوين » است . يعنى حضرت حق - عزّ و جلّ به فيض كامل و لطف شامل بدن عيسى را - عليه السّلام - پاك ساخت از ادناس طبيعت كه شيطان به واسطهء آن تصرف در انسان تواند كرد . چنان كه جبرئيل سينه رسول - عليهما السّلام - بشكافت و به تطهيرش پرداخت و حظ شيطان را از او دور ساخت .
و روح عيسى را حق - سبحانه و تعالى - منزّه گردانيد از موجبات نقايص و رذايل ، و محلَّى ساخت به حليه جميع كمالات و فضايل ، و او را مماثل ربّ خويش گردانيد در احياء موتى و خلق طير و تكوينش ، از آن روى كه مخلوق بر صورت ربّ است ، و اطلاق مثل در اينجا مجاز است ، چه حق را مثل و نظير نيست .
يا معنى آن باشد كه حق تعالى ، عيسى را مماثل آدم - عليه السّلام - گردانيد در اين امر كه هر دو مخلوق بىپدرند . قال الله تعالى : * ( إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ الله كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَه من تُرابٍ » « 14 » .
و تقديم « الله » مستلزم تعظيم و مفيد حصر است . يعنى تطهير جسم او خداى كرد بىواسطه ، نه ديگرى ، چنان كه روح او را بىواسطه ايجاد كرد . بيت :
واسطه هر جا فزون شد ذوق جست
واسطه كم ذوق وصل افزونتر است . « 15 »
اعلم أن من خصائص الأرواح أنها لا تطأ شيئا إلا حيى ذلك الشيء و سرت الحياة فيه . و لهذا قبض السامري قبضة من أثر الرسول الذي هو جبرئيل عليه السّلام و هو
) *
هامش
« 14 » س 3 ى 59 .
« 15 » پا : « و تقديم اللَّه . . . افزونتر است » نبود .