آن جهت كه نسب ذات است مصدر انوار فايضه از او نمىگردد مگر به مظاهر روحانيه ، بعد از آن جسمانيه .
پس به حقيقت اين اسم رحمانى حاصل مىشود سريان رحمت در اين عالم ، و به آن حقيقت ممتاز مىشود اين اسم از غيرش .
و اگر خواهى بگوى كه به حقيقت عرش حاصل مىشود اين سريان در عالم ، و آن حقيقت عين ثابته است كه به دو ظاهر مىشود رحمان در علم . چنان كه ظاهر مىشود در عالم أرواح به عقل اوّل ، و در عالم أجسام به فلك اطلس ، چه ظاهر و مظهر بحسب وجود واحد است . چنان كه در اين كتاب و فتوح مكى بيان كرديم كه به حقيقت اسم رحمان سريان مىكند رحمت در عالم .
و قد جعل الطيب - تعالى - في هذا الالتحام النكاحى في براءة عائشة فقال « الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ ، وَالطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ ، أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ » .
و حق - سبحانه و تعالى - اين طيب را در وصلت نكاحى ، كه واقع است ميان رجل و مرأه ، مرعى داشت و در برائت عايشه - رضى الله عنها - فرمود كه :
« خبيثه لايق خبيث است و طيبه سزاوار طيب » .
در جهان هر چيز چيزى را كشد
كفر كافر را و مرشد را رشد
« فالجنس الى الجنس كما قيل يميل » بل جنسيت آمد علت ضم .
و هيچ شك نيست كه رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - اطيب طيبين است .
پس عايشه و باقى ازواج اطيب طيبات باشند . و چون چنين باشد ، ايشان مبرّا و منزّه باشند از آن چه ظالمان در حق ايشان مىگويند .
و از آن جهت گفتيم كه رسول الله - صلَّى الله عليه و سلَّم - اطيب طيبين است و ازواجش اطيب طيبات كه افراد انسانيه از اين [ 335 - ر ] روى كه هر يكى انسان است طيب است به طيب ذاتى ، چه هر يكى از ايشان مخلوق است به « يدين » ، و حامل آن چه نزد حق است از صفات الهيه . و طيب بودن بعضى به طيب نفسانى ، و خبيث بودن بعضى به خبث صفاتى نيست مگر به اتصاف بعضى به كمالات ، و آلايش بعضى ديگر به نقايص شتات .
و شبهه نيست كه اكمل افراد انسانيه از رجال ، نبى است - عليه السّلام - و از نساء ازواج او .