به . فذكر السبب الأقرب المشهود له في الوقت الذي هو كصورة الجسم للبشر .
و حب النجاة مضمن فيه تضمين الجسد للروح المدبّر له .
پس آن چه از سبب فرار موسى - عليه السّلام - مشاهده كرده مىشد خوف او بود از جهت قتل قبطى ، و اين خوف متضمن حبّ نجات بود از قتل . پس گريخت از براى خوف در ظاهر ، و در معنى گريخت از براى محبت نجات از فرعون و عملش . و از براى اين شعيب - عليه السّلام - او را گفت : * ( لا تَخَفْ نَجَوْتَ من الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) * « 59 » ، تا تنبيه باشد بر سبب حركتش .
پس ذكر كرد موسى - عليه السّلام - سبب اقرب مشهود له را « 60 » در وقت ملاقات با او ، كه آن چون صورت جسم است مر بشر را ، و در وى متضمن « 61 » بود حب نجات ، چنان كه جسد متضمن روحى است كه مدبّر اوست . [ 309 - پ ] و الأنبياء لهم لسان الظاهر به يتكلمون لعموم الخطاب ، و اعتمادهم على فهم العالم السامع . فلا يعتبر الرسل إلا العامة لعلمهم بمرتبة أهل الفهم ، كما نبه عليه السّلام على هذه المرتبة في العطايا فقال « إنى لأعطى الرجل و غيره أحب إلىّ منه مخافة أن يكبه الله في النار » .
و انبياء را - صلوات الله عليهم - لسانى است ظاهر كه با عموم اهل خطاب بدان لسان تكلَّم مىكنند . و در ادراك حقايق اعتماد ايشان بر فهم سامع عالم است ، لا جرم رسل اعتبار حال عامه مىكنند از براى آن كه عالم به مرتبهء اهل فهم [ اند ] ، چنان كه رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - بر اين معنى تنبيه كرد آن جا كه گفت : « من مردى را عطا مىدهم « 62 » ، و غير او را كه عطا به دو ندادهام از او دوستتر مىدارم » .
و آن غير محبوب را به تشريف عطا اختصاص دادن « 63 » از مخالفت آنست كه ناگاه به واسطه حرمان از عطا كارى از او به وجود آيد كه مستحق آتش دوزخ گردد .
و در حديث ديگر فرمود : « لو كان العلم في الثّريا لنا له رجال من فارس » .
واى بر نزديكان دور و خوشا وقت دوران نزديك .
فاعتبر الضعيف العقل و النظر الذي غلب عليه الطمع و الطبع .
پس اعتبار كرد رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - حال آن را كه عقل و نظر او
هامش
« 59 » س 28 ى 25 .
« 60 » قا : را + كه .
« 61 » پا : مضمر .
« 62 » قا : مردى را ديدم .
« 63 » قا : اختصاص به دو دادن .