فوت شده باشد .
فكن في نفسك هيولى لصور المعتقدات كلها فإن الله تعالى أوسع و أعظم من أن يحصره عقد دون عقد فإنه يقول « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله » « 44 » فما ذكر أينا من أين .
يعنى : در نفس خود هيولى جميع صور معتقدات باش به آن معنى كه جميع صور را مظاهر [ 162 - ر ] إله مطلق دانى و حق را در همه مظاهر ببينى و به هيچ صورت و عقد محصور نسازى و هيچ صورت را از آن حقيقت خالى ندانى و مطلق گشته در شهود به علم اتمّ واقع محظوظ گردى . بيت :
اينست كمال مرد در راه يقين
در هر چه نظر كند خدا را بيند
چه حضرت إله مطلق أوسع و اعظم از آنست كه محصور گردد به عقدى دون عقدى و صورتى دون صورتى ، چه حق تعالى مىفرمايد كه : * ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) * « 45 » . يعنى به هر جهت كه روى آرند خدا در آن جهت است . معيّن نكرد و نگفت كه در يك جهت است و در جهت ديگر نيست ، بلكه هيچ جهت و أين نيست كه حق در آن جهت تجلَّى و ظهور نكرده [ باشد ] .
و ذكر أن ثمّ وجه الله ، و وجه الشيء حقيقته . فنبه بذلك قلوب العارفين لئلا تشغلهم العوارض في الحياة الدنيا عن استحضار مثل هذا .
يعنى : حق تعالى ذكر كرد ، يعنى فرمود كه به هر جهت كه روى آريد « وجه الله » در آن جهت ظاهر و متجلَّى است و از وجه شيء حقيقت آن شيء مراد است .
پس حقيقت حق در همه جهت و همه جا باشد .
و به اين آيت تنبيه قلوب عارفان نمود تا از حق و وجوه اسمائى آن حضرت در حال اشتغال به عوارض حيات دنيا غافل نشوند بلكه در حيات دنيا نيز مشاهد حق و وجوه اسمائى آن حضرت باشند تا در جميع احوال و اوقات با حق بوده باشند و از آن حضرت محجوب نگردند .
فإنه لا يدرى العبد في أي نفس يقبض ، فقد يقبض في وقت غفلة فلا يستوي مع من قبض على حضور .
يعنى : حال آن كه بنده نمىداند كه در كدام نفس و وقت قبض روح وى مىكنند . پس مىبايد كه در جميع احوال با حق باشد تا قبض روح او در وقت غفلت از
هامش
« 44 » س 2 ى 115 .
« 45 » س 2 ى 115 .