و « تبار » هلاك است . پس نوح - عليه السّلام - هلاك در حق طلب كرد بدين قول كه : * ( وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً ) * « 62 » ، تا در حالت ظهور و بطون بىچگونه و چون دم از اتصال بىچون بر آورده ، تواند گفت ، بيت :
من از تو جدا نبودهام تا بودم
وين هست دليل طالع مسعودم
در ذات تو ناپديدم ار معدومم
در نور تو ظاهرم اگر موجودم
و من أراد أن يقف على أسرار نوح فعليه بالرقىّ في فلك يوح .
« يوح » بر وزن نوح آفتاب است . يعنى : هر كه را وقوف بايد به اسرار نوح ، بايدش بر آمدن به فلك يوح .
و تخصيص فلك آفتاب بدين معرفت به واسطهء آنست كه املاك اين فلك اهل تنزيهاند ، و روحانيت فلك شمس قلب عالم أرواح منزّهه است . لا جرم مناسبت واضح باشد .
و هو في التنزلات الموصلية .
يعنى : وقوف بر اين اسرار و بيان آن مذكور است در كتاب تنزلات موصليه . و شيخ در آن كتاب وجه مناسبت و بعضى اسرار ديگر كه اينجا مذكور نيست آورده است .
بيت :
اى روح دل حزين واى راحت روح
خواهى كه سكينه يا بى از حكمت نوح
از قيد تصوّرات رسمى بگذر
تا هر نفس از غيب رسد فتح و فتوح
و هو المرشد .
هامش
« 62 » س 71 ى 28 .