فايض نمىگردد از عالم أرواح ، مگر انوار ملكوتيه و معارف عقليه كه موجب كشف و يقين [ است ] تا پيوسته بدانچه به حصول پيوسته ، به حكم « فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الأَبْصارِ » « 29 » استدلال به ساير انوار و اسرار توانند كرد ، و ايمان به حق و كمالاتش و بدانچه فايض مىگردد بر ايشان از آياتش ، توانند آورد .
پس چون امر بر اين منوال بود نوح - عليه السّلام - به حكمت دعوت اشارت فرمود ، و در مخاطبهء قوم گفت : « يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً » « 30 » . يعنى حق سبحانه إرسال مىفرمايد بر شما از آسمان أرواح معارف عقليه و علوم حقيقية ، و عطا مىدهد شما را نظر اعتبارى در أشياء تا [ 64 - پ ] استدلال توانيد كرد به وجود حق به وحدت خويش بر وحدت او ، و به ذات خود بر ذاتش ، و به آن چه در عالم شهادت است از موجودات و كمالات ، بر آن چه در عالم غيب است از عقول و نفوس و كمالات ايشان .
« وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ » « 31 » ، يعنى شما را امداد مىنمايد به تجليّات جلاليه و جواذب جماليه ، تا جذب كند شما را به حضرت سبحانى ، و ايصال كند به مقام فنا در ذات ربّانى ، و تجلَّى كند مر شما را به تجلَّى ذاتى ، و از بصر بصيرت شما بردارد غشاوهء كثرت اسمائى و صفاتى ، و در اوان اين تجلَّى مشاهده كنند اعيان خود ، در مرآت حق و مطالعه كنند ذات خود را در نور جمال مطلق « 32 » . بيت :
چون آيينه ز ذات حق گزينند
جمال خود در ان آيينه بينند
فمن تخيل منكم أنه رآه فما عرف ، و من عرف منكم أنه رأى نفسه فهو العارف .
فلهذا انقسم الناس الى عالم و غير عالم .
يعنى : بعد از ديدن صورت خويش در مرآت حق ، هر كه از شما تخيّل كند كه حق را ديده است ، او را نشناخته است ، از براى آن كه ذات از حيثيت اويى او ممكن نيست كه ديده شود ، بلكه حصول رؤيت او عند التنزل و تجلَّى است به كسوت آن چه ممكن الرؤية باشد . كما قال - صلَّى الله عليه و سلَّم - : « سترون ربكم كما ترون القمر ليلة البدر » . يعنى : خواهيد ديدن پروردگار خود را ، چنان كه قمر را در ليلة البدر مىبينيد . پس تشبيه به قمر از براى تنبيه بر آن معنى است كه به تقديم رسيد .
آن جا كه منزّه بود از صورت يار
كى ديده ز ديدار شود برخوردار
چون جلوه حسن خويش خواهد دلدار
در كسوت اين و آن نمايد ديدار
هامش
« 29 » س 59 ى 2 .
« 30 » س 71 ى 11 .
« 31 » س 71 ى 11 .
« 32 » پا : مطلق + است .