و از جملهء شرايط ولايت تحقّق اوليا است ، در وجود « 37 » عينى و تطهر ايشان از صفات نفسيّه و تنزّه از خيالات وهميّه ، و تخلَّق به اخلاق الهيّه و تخلَّص از قيود جزئيّه و اداى امانت و حوادث افعال و صفات و ذات به ملكى كه مالك همه است بالذات .
پس چون از خويش فانى شوند و به بقاى حق باقى گردند ، به ولايت اتصاف يابند از آن كه ولايت از صفات ذاتيه است ، لا جرم از وجود اين شرايط به جمال كمال ولايت آراسته شوند و به حليهء اتصاف بدين أبيات پيراسته گردند :
ايشان همه اصل پاك دارند
نسبت نه به آب و خاك دارند
بيرون ز مزاج آب و آتش
در آتش عشق وقتشان خوش
از بود و نبود چشم بسته
و ز ننگ وجود خويش رسته
فانى ز خود و بدوست باقى
بيگانه ز تن به جان ملاقى
با حق جمع و ز خود پريشان
« لا يعرفهم » شعار ايشان
آنان كه خدايگان ديناند
در راه ولايت اين چنيناند
فخاتم [ 44 - ر ] الرسل من حيث ولايته ، نسبته مع الخاتم للولاية نسبة الأنبياء و الرسل معه ، فإنه الولى الرسول النبي . و خاتم الأولياء الولى الوارث الآخذ عن الأصل المشاهد للمراتب .
چون ذكر كرد كه مرسلين از آن روى كه اوليااند ، نمىبينند آن چه مىبينند مگر از مشكات خاتم الأولياء .
و امكان توهّم آن بود كه اين معنى در غير خاتم رسل باشد ، تصريح كرد كه نسبت او - عليه السّلام - به خاتم اوليا چون نسبت ساير اوليا و رسل است . و در اين باب تفاصيل نيست از براى آن كه خاتم رسل صاحب اين مرتبه است در باطن و خاتم ولايت مظهر او در ظاهر .
و اين مقام كسى را منكشف مىشود كه بر او واضح باشد كه روح محمدى را - صلوات الله عليه و سلامه - مظاهرى است در عالم به صور انبيا و اوليا . و شيخ - قدّس الله سرّه - در آخر باب چهاردهم از « فتوحات » آورده است كه روح محمدى را در عالم مظاهرى است ، و اكمل مظاهرش در قطب زمان و در افراد و در ختم ولايت محمديّه است و در ختم ولايت عامه كه عيسى است عليه السّلام .
هامش
« 37 » قا : و + در وجود .