Skip to main content

شرح فصوص الحكم — Page 14

Contributors:

P.14
و انزال ( 1 ) فرو فرستادن به يك دفعه . و حكم كه به قلوب انبياء منزّل شد ، به سبيل ( 2 ) تدريج بود . و گفت « على قلوب الكلم » ، و قلب مقام تفصيل علوم و معارف است ، كه از روح ( 3 ) به وى فايض مىگردد ( 4 ) . و از براى آن « حكم » گفت و علوم ( 5 ) نگفت كه ، انبياء مظاهر اسم « الحكم ( 6 ) » اند ، و حكمت ، علم به حقايق اشياست ، چنانچه هست ، و عمل به مقتضاى آن . ازين سبب حكمت منقسم مىگردد به علمى و عملى و علم ، ادراك حقايق است و لوازم آن ( 7 ) ، و معرفت ادراك حقايقست ( 8 ) على ما هي عليه . پس حكمت كه شامل علم و عمل بود ، أتم و أبلغ باشد از علم و معرفت . و انبياء را از آن جهت « كلم ( 9 ) » خواند كه ، موجودات همه كلمات ( 10 ) « الله » اند ، همچنان كه به واسطهء نفس انسانى از راه گذر مخارج كلمات موجود مىشود . حقّ - عزّ و علا - چون از مرتبهء احديّت ، كه لا تعيّن است ، تنزّل فرمود به مرتبهء واحديّت ، به واسطهء نفس رحمانى انبساط وجود جميع موجودات فرمود يا از آن سبب كه ايجاد هر يك به واسطهء كلمهء « كُنْ » فرمود ( 11 ) . پس ( 12 ) اطلاق اسم سبب بود و مراد مسبّب باشد . * متن باحديّة الطريق الأمم . * شرح « با » در « احديّت » سببيّت راست يعنى ( 13 ) به سبب اتّحاد طريق راست ( 14 ) و هو الدّعوة الى الله . پس همه مستقيم بود ، لكن مراد از « مستقيم » طريق خاص است كه آن عبارت ( 15 ) است از كثرت طرق سالكان در وحدت طريق محمّدى ( 16 )
Footnote
( 1 ) س : و معنى . د : « و انزال . . . به سبيل تدريج بود » ندارد . ( 2 ) س : بر سبيل . ( 3 ) د ، س : از حضرت روح . ( 4 ) د ، س : « و » ندارد . ( 5 ) د : و علوم و معارف . ( 6 ) س : الحكيم . ( 7 ) د ، س : آن معرفت و ادراك . ( 8 ) د ، س : حقايق است . ( 9 ) د ، س : كليم . ( 10 ) د ، س : كلماتاند . ( 11 ) د ، س : فرموده . ( 12 ) د ، س : اسم سبب بود مراد مسبّب بود . ( 13 ) د ، س : يعنى سبب . ( 14 ) د ، س : « راست » ندارد . ( 15 ) د ، س : عبارتست . ( 16 ) د ، س : محمّدى كه .