قدر كه در ذمه أو بماند من ضامنم ، پس در صورت سؤال اگر أجير شده از براي نفس
تحمل حج ، دون مقدمات سفر ، وآن شخص پيش از حج مرده ، عمرو ، ضامن تمام وجه
است وهرگاه أجير شده از براي مجموع حج وسفر ، پس توزيع مى شود اجرت وآنچه در
برابر اعمال است كه به عمل آمده ، ضامن نيست وما بقي را ضامن است . پس ضمان عمرو
هم منصرف مىشود به آنچه در برابر آن عمل نشده باشد ، نه مطلقا ، پس تفصيل بايد
داد كه اگر أجير شده بر نفس حج واجرت را تمام گرفته وعمرو هم ضامن شده كه در
صورت تلف وجه وعمل نيامدن حج ، من ضامنم ، بايد همه را بدهد در صورت تلف . واگر
أجير بر مجموع مقدمات شده وضامن ، ضامن قدر تالف در برابر باقيمانده عمل شد ،
همان قدر را ضامن است .
445 - سؤال : هرگاه در سنه ماضيه ، جمعى از حجاج ، قبل از وصول به ميقات
فوت شدند ، بعضي را سال أول استطاعت وبعضي مسبوق به استطاعت مستقره وبعضي
نايب به استيجار از جانب ورثه منوب عنه كه حجة الاسلام بر أو واجب شده بدون وصيت
( بلكه قصد ورثه مجرد ابراء ذمه منوب عنه بوده ) وبعضي با وصيت ، اما بدون تعيين
وصى معين ، وبعضي به اذن وصى معين .
وبعد از فوت ايشان ، شخصي به زعم آن كه احسان نموده ( وورثه البتة ممنون
خواهند بود وراضى به فعل أو هستند ) قربة إلى الله وبه قصد آنكه آنچه خرج كند تسلط
بر ورثه خواهد داشت ، يا ورثه ووصى قبول خواهند نمود وامضا خواهند داشت ، عمل
آنها را متوجه شده وكفن ودفن ايشان نموده واز براي هر يك از متوفى يا منوب عنه
متوفى ، از همان موضع ، استيجار حج نموده ، به اطلاع جمع كثيرى از معروفين وثقات
قافله .
در اين صورت بيان فرمايند بر فرض صدق مراتب مشروحه برائت ذمه از منوب عنه
يا متوفى حاصل شده يا نه ؟ وبر فرض حصول ابراء ذمه ، شخص معهود تسلط بر ورثه يا
وصى دارد كه وجه اجاره را بگيرد از ايشان به علت استقرار حج بر ذمه متوفى يا نه ؟ وبا
عدم تسلط آيا جايز است وصى را كه عمل آن شخص را امضا دارد ؟ ووجه آن را كه از