كمتر ) قيمت نموده ، بعد از وضع موضوعات ، به خمس آن رسيده به أرباب آن برساند .
يا اينكه تأمل نمايد تا طلب وصول وجنس نقد شود ومؤنه سال معين شود ، ودر
صورتي كه مال شركت باشد با شريك هم تفريق نمايد ( وبعضي مطالبات احتمال
سوخت هم دارد ) .
مطالباتى كه از جنس أول دارد با مطالباتى كه از جنسي كه از قيمت جنس نقد
شده خريده تفاوت مىكند يا خير ؟
وعشرى را با عمرو ، شريك واذن خريدن مال نسيه به يكديگر دادهاند وآن مال
نسيه خريده شده ، بعينه قبل از حلول اجل يا بعد بدون تفريط يا به تفريط به تلف
رسيده ، آيا جبران را همين عشر سرمايه مىكند يا تمامى يكصد تومان ؟ يا آنكه هرگاه
مخمسى داشته باشند بايد از آنجا بدهند .
وعشر ديگر را چيزى خريده وقبل از حلول سنه نقد فروخته ونفعي هم نموده ،
آيا به محض حصول ربح ، خمس را بايد اخراج كند ؟ يا اينكه صبر مىكند تا آخر سال .
ويك عشر ديگر را به مضاربه داده ومثل معاملات مرقومه فوق ، نموده كه بعضي
موعد دارد وبعضي جنس موجود است وغيره .
وعشر ديگر را دفينه كرده وتلف شده ، آيا جبران آن به آنچه به آن تجارت
مىكرد ، مىكند يا نه ؟
واگر سالى نقصانى كند وسالى ربح وحقيقت محاسبه را ( به سبب طول سفر
تجارت ونيامدن شريك ومضارب وسببهاى ديگر كه در فوق قلمي شده ) نيابد ربح سال
آخر جبران را مىكند يا نه ؟ وهر يك از اين أعشار را جدا جدا حساب آن را بايد رسيد
وخمس وضع نمود ، يا آنكه همه را بر روى هم حساب نموده ، اگر چه طول كشيده تا معين
شود - ؟
جواب : اما از عشر أول ، پس بايد دانست كه تا سال تجارت تمام نشده است ،
( يعنى دوازده ماه ) خمس متعين نمىشود واخراج آن واجب نيست ، وهمچنين اظهر اين
است كه تا متاع تجارت نقد نشده باز خمس واجب متعين نيست ، هر چند سال تمام شده
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: الميرزا القمي
ص٢٠٠