به سبب ترك قصد تقرب سقوط أصل واجب لازم نمىآيد تا اينكه بگوييم قادر بر كسب
است وزكات بر أو حرام است .
ومؤيد اين است آنچه از عالي جناب مرحمت ومغفرت مآب أستاذ خود ، آقا محمد ( 1 )
باقر طاب ثراه شنيدم كه مىفرمودند روايتي است كه فرمودهاند به اين مضمون كه
" اطلبوا العلم ولو لغير الله فإنه يجر إلى الله ( 2 ) " ولكن خود به آن روايت در كتب أصحاب
بر نخوردهام . وبالجملة نهى از تحصيل ريايى مستلزم رخصت در ترك مطلق تحصيل
نيست . وترك امر مقدور به اختيار مستلزم عدم امكان ، نيست وأو مكلف است به تحصيل
به قصد قربت در حال عدم قصد قربت نه به ترك آن ، تا محال لازم آيد وبه فرضى كه
مستلزم محال باشد دليلي بر قبح آن نيست ، چون خود باعث آن شده پس صادق است
كه مأمور است به تحصيل كه منافى كسب است ، پس صادق است بر أو كه فقير است .
واما ثانيا : پس مىتوانيم گفت كه از سهم في سبيل الله توان داد ودر آن ، اين
دقتها نيست ، مثلا از وجه زكات ، عمله وبناى فساق وفجار بلكه كفار مىتوان گرفت كه
پل ورباط بسازند ، وشكى نيست به پا داشتن تحصيل علم از وجوه في سبيل الله است ،
چون لا أقل منشأ اين مىشود كه ديگران از اينها اخذ علوم مىكنند ، هر چند علوم ادبيه
باشد كه آن از مقدمات علم فقه مىباشد . واين از باب أعانت بر آثم هم نيست كه از آن
جهت ممنوع باشد ، زيرا كه مقصود أعانت بر قصد ريا نيست ، بلكه أعانت است در اقامه
معروف .
343 - سؤال : مستحق ، فقير غير عادل را مىتوان وكيل كند در اخذ زكات
وجعاله أو قرار دهد از وجه زكات يا نه ؟
جواب : هر چند اظهر عدم اشتراط عدالت است در مستحق زكات ، لكن هرگاه
هامش
1 : دانشمند معروف آقا محمد باقر بهبهانى .
2 : بديهي است وى هنگام تشويق شاگردانش از لفظ " حتى " استفاده مىكرده " علم چنين است وچنان
است . . . حتى گفتهاند كه در روايت نيز چنين آمده است " وگرنه ، نه خود أو چنين روايتي را مىپذيرد
ونه ديگران به اين سخن ارزشى قائلند .