323 : سؤال : زكات انگور به چه نحو متحقق مىشود ومويز وانگور را به چه طور
بر آورد بايد كرد ، با آنكه بعضي انگورها را مويز نمىباشد واگر باشد مويز ضايعى
خواهد بود .
جواب : در انگور واجب است ، خواه مويز خوب از آن به عمل آمده باشد يا نه
وشايد اگر نصاب آن را به سه برابر نصاب مويز وگندم وجو حساب كنند خوب باشد ،
پس هرگاه نصاب غله ، سيصد صاع باشد ، آن را نهصد صاع حساب كنند ، مگر اينكه آن
نوع خاص انگور ، از اين قرار به عمل نيايد ، در آن صورت تخمين مويز آن قسم انگور را
بكنند . والله العالم .
324 : سؤال : در زكات غله چه چيز را اخراج مىكنند به غير از خراج سلطان
واين كه متأخرين مؤن را وضع مىكنند ، آيا خرج قنات ونجار وحداد وحصاد وساير آنچه
مالك غرامت مىكشد به جهت زراعت ، داخل مؤن است واخراج بايد نمود از غله يا نه ؟
جواب : اظهر در نزد حقير آن است كه آنچه بعد از انعقاد حب كه وقت تعلق
وجوب است خرج شود همه وضع شود مثل اجرت حصار ( 1 ) وچرخ به آن وپشتهكش
وأمثال آن وهمچنين هر قدر كه به نسبت بما بعد انعقاد حب ملاحظه شود ( از اجرت
سركار ودشتبان وتنقيه قنات وأمثال به قدر آنچه رسد ما بعد انعقاد حب است ) وضع
مىشود واما اخراجات ما قبل انعقاد حب ، پس أحوط آن است كه وضع نشود وزكات آن را بدهند . والله العالم .
325 : سؤال : حدى از براي خراج سلطان مقرر فرمودهاند يا نه ؟ يعنى آنچه در
ولايت حواله مىشود ( از وجوه ديواني به زراعت حواله وتقسيم مىشود ) اينها همه اخراج
بايد نمود وباقي را هرگاه به حد نصاب رسد بايد داد ؟
جواب : اما خراج سلطان پس هر چند در وضع آن از زكات در أمثال اين زمان
هامش
1 : اگر لفظ " حصار " درست باشد ودر حقيقت " حصاد " نباشد بىترديد مشروط است بر اينكه عمل حصار كشى
فقط به خاطر محصول همان سال باشد وشايد " حصاد " صحيح باشد كه نسخهبرداران به صورت " حصار "
در آوردهاند .