همچنين دليلي بر جواز قصد انفراد نيست ودر اين صورت ، ظاهر اين است كه نماز
باطل مىشود .
بلى بعد از ترك آن اقتدا ، سخن در اين پيش مىآيد كه آيا جايز است كه ثانيا
تكبير احرام بگويد به قصد اقتداى با امام در باقي ركعات كه ركعت ما بعد امام ، ركعت
أول باشد ومحتاج به تجديد تكبير براي ركعت ثانيه نباشد يا نه ، اشهر واظهر عدم جواز
است ، بلى اشهر واظهر استحباب تكبير ودخول با امام است در سجدتين وما بعد به
جهت ادراك فضيلت ، ولكن اكتفا به همان تكبير نمىكند وبعد قيام امام ، تجديد تكبير
مىكند . وبعضي قايلند كه جايز است اكتفا ، وزيادتى ركن مغتفر است واين قول ضعيف
است .
300 - سؤال : كسى يقين دارد كه بعد از شروع به بسم الله ، كه قصد يكى از
سورههاى حمد وتوحيد كرده ونداند كدام بوده ، چه حكم دارد ؟
جواب : ظاهر اين است كه در ثاني الحال بايد يكى از آنها را معين كند وتجديد
بسم الله ، به قصد آن كند وآن سوره را بخواند وجايز نيست سوره ديگر غير آنها بخواند ،
چون جايز نيست عدول از اين دو سوره به غير اينها . وبر اين صادق است جزما كه شروع
در يكى از آنها كرده ، چون بسم الله جزء هر سوره مىشود هر گاه به قصد آن بخواند .
پس عدول به غير آنها نمىتواند كرد ، هر چند ظاهر اخبار اين است كه از هر يك از
اين دو سوره هم به ديگرى جايز نيست ، پس اشكال وارد مىآيد به اينكه گاه هست در
أول قصد يكى معين از اين دو كرده بود واين كه الحال تعيين مىكند غير آن باشد ، ولكن
متبادر از اخبار آن صورتي است كه مىداند كه كدام را مىخواند نه صورت شك .
اگر بگويى كه بنابر اين جايز خواهد بود عدول به سوره ديگر غير از اين دو سوره
نيز ، چون گفتى كه متبادر صورت علم است ومفروض در اينجا عدم آن است ، يعنى
متبادر از عدم جواز عدول از أحدهما به غيرهما نيز صورتي است كه جازم به أحدهما
معينا باشد لا بأحدهما لا بعينه .
گوييم كه اين تبادر ممنوع است وعدول بر خلاف أصل است ، غايت امر ، اين است