ابراهيم عليه السّلام و شك در خداوند
سؤال : معنى اين سخن خداوند متعال كه به نقل از ابراهيم عليه السّلام مىفرمايد : فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ « 1 » چيست ؟ آيا خداوند نگاه كردن به ستارگان را به نقل از پيامبرش بيان ننموده است در حالى كه كار منجمان باطل است ؟ ديگر آنكه آيا سخن آن حضرت ( إِنِّي سَقِيمٌ ) ، يك دروغ نيست . پاسخ : در تأويل و تفسير اين آيه وجوهى است : نخست ؛ ابراهيم عليه السّلام بيمارىاى داشت كه در اوقات مخصوصى به سراغش مىآمد . بنابراين وقتى آنان او را به همراه شدن با خود خواندند ، نظرى به ستارگان افكند تا بداند زمان بيماريش نزديك است يا نه و گفت : إِنِّي سَقِيمٌ يعنى اين كه زمان [ بازگشت ] بيماريم فرارسيده ، نزديك است كه مرا فراگيرد . و عرب آنچه را كه وقوع آن نزديك است وارد يا واقع ناميده و بههمينجهت دربارهء كسى كه بيمارى او شدت يافته و بيم مرگ او مىرود ، ميّت ( مرده ) گفته مىشود . خداوند متعال به پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمايد : إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ « 2 » اشكال : اگر منظور آن حضرت ، بيان شما مىبود ، بايد به جاى فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ، فنظر نظرة إلى النّجوم ( پس نگاهى به ستارگان انداخت ) مىگفت ، زيرا واژهء « فى » وقتى به كار مىرود كه كسى مانند يك منجم به ستاره نگاه كند . در جواب مىگوييم : اول : اين ممتنع نيست كه ارادهاش از « فى النّجوم » ، « إلى النّجوم » باشد زيرا در موارد بسيارى حروف به جاى يكديگر قرار مىگيرند . خداوند متعال مىفرمايد : وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ « 3 » در حالى كه منظور « على جذوع النّخل » بوده است .