كه « منك اتانى » [ به صورت مخاطب ] نگفته است . و اگر سؤال شود چرا از كسى كه نامى از وى برده نشده است به ضمير ( كنايه ) سخن گفته مىشود مىگوييم : اين مسئله ناممكن و ممتنع [ نادر ] نيست . خداوند متعال مىفرمايد : حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ « 4 » در حالى كه ذكرى از شمس ( خورشيد ) برآن مقدم نشده است . شاعر نيز گفته است :
كه بدون مقام شدن « نفس » [ جان ] ، ضميرى براى آن آورده شده است . نمونههاى مؤيد اين معنى فراوانند ضمن آنكه نام فرزندان آدم ( ع ) پيش از آيهء مزبور آمده است . و در آيهء هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ « 6 » از همهء فرزندان آدم عليه السّلام ياد شده است . در جاى ديگر نيز از ايشان ياد شده مىفرمايد : فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً . در اينجا اگرچه لفظ مفرد است ، اما مقصود جنس فرزند مىباشد . و اگر دو مذكور ، مقدم بوده ، به دنبال آن امرى بيايد كه قابل انتساب به يكى از دو نباشد ، لازم است به مذكورى كه مىتواند مأمور و موضوع قرار گيرد ، حمل شود . و شرك شايستهء آدم عليه السّلام نيست . بنابراين بايد آن را از وى نفى كنيم . ضمن آنكه اين وصف ، مناسب فرزندان كافر و نسل او مىباشد و بايد آن را مربوط به ايشان بدانيم .