را به سنّت پدرانشان بازگرداند .
او اولين كسى بود كه براى عبادت به كوه حراء رفت و همچنين ، او اولين كسى بود كه براى قربانى ، چهارپا به كعبه اهدا كرد و حجر الاسود را ، بعد از اينكه پس از توفان نوح از جايش تكان خورده بود ، به گوشهاى از كعبه بازگرداند .
18 . مضر
مضر از ماضر گرفته شده و ماضر به معنى شير است ، قبل از آنكه تبديل به ماست شود . اسم او عمرو و مادرش سوره دختر عكّ بن عدنان بود . برادر تنى او اياد و دو برادر پدرى آنها ربيعه و إنمار بودند . و مادر آن دو برادر ، جداله از قبيلهء جرهم بود .
مضر در بين مردم خوشصداترين بود و او اولين كسى بود كه حدى خواند . اين به آن سبب بود كه او از شترش به زمين افتاد و دستش شكست ، در اين حال فرياد مىزد : واى دستم ، واى دستم همين صداى زيباى او باعث شد كه شترش از چراگاه نزد او بيايد . هنگامى كه او خوب شد ، سوار شتر شد و براى شترش حدى مىخواند .
برخى نيز مىگويند : دست غلام او شكست و او فرياد زد و از صداى او شترانش دور او جمع شدند ، آنگاه مضر براى شتران حدى خواند و اين را مرسوم كرد . پس از آن ، مردم چيزهاى ديگرى نيز به اين آواز افزودند .
روايت شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از مضر تعريف و تمجيد نموده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 1 ، ص 292 .